تیم تحریریه علوم هنری

با قلمم، صداها و حس‌های هنر و فرهنگ را به شکلی جادویی ترسیم می‌کنم.
  • پدر قصه‌گویی عرفانی کیست؟ – باراناخبر

    مهدی محبتی می‌گوید: آفریدن، افزودن و جا انداختن هزار قصه منظوم در بطن و متن ادبیات کلاسیک عرفانی امری است بس خطیر و قابل تأمل. برهمین پایه و به دلیل نقش بی‌بدیل عطار در پی‌ریزی و گسترش قصه‌های منظوم عرفانی، ناچار باید او را پدر و بل پایه‌گذار ادبیات منظوم روایی در عرفان ایرانی دانست.

    به گزارش باراناخبر، مهدی محبتی، استاد دانشگاه و عرفان‌پژوه در  مقدمه کتاب «غصه‌ نان، اکسیر جان» (برگزیده بهترین قصه‌های عطار نیشابوری) با عنوان «عطار پدر قصه‌گویی عرفانی» نوشته است:  «از هر منظری که به ادبیات عرفانی و مبانی آن به‌مثابه یک سنت یکپارچه هنری و ادبی در زبان فارسی نگاه کنیم و در پی تحلیل کارکردهای اجتماعی، فکری، فرهنگی، هنری و ادبی آن باشیم، عطار را وجودی خاص و متمایز می‌یابیم چراکه عطار با توجه به حجم و کیفیت و ساختار ادبی آثارش یکی از مهم‌ترین ارکان ادبیات عارفانه خواهد بود، به‌ویژه از حیث خلاقیت و بالاخص در حیطه روایت‌گری و روایت‌نگاری عرفانی که تحقیقا در این زمینه بی‌بدیل است. عطار دست‌کم با سرودن چهار منظومه بزرگ روایی و همچنین دیوان، به همراه مجموعه رباعیات (= مختارنامه) و جمع‌آوری و تلفیقِ بخش بسیار مهم و راهگشایی از احوال و اقوال و روایات صوفیان بزرگ تمدن اسلامی‌ ایرانی، نقشی یگانه و ممتاز در تکوین، تدوین، گسترش و هزینه‌سازی میراث عرفانی تا عهد خویش داشته است. البته آثار دیگری هم هست که اگر انتساب آن‌ها به عطار قطعی شود؛ نقش و تأثیرش ممتازتر و برجسته‌تر نیز خواهد شد.

     دلایل تأثیرگذاری و نفوذ بی‌نظیر عطار در تکوین سنت عرفانی، به‌ویژه نحوه روایتِ خلاق و پی‌ریزی قصه‌گویی ویژه عرفانی، بسیار است و از جهات مختلف می‌تواند مورد تأمل و تدقیق قرار گیرد که یادکرد همه آن‌ زمینه‌ها و نمونه‌ها، سخن را سخت دراز می‌سازد و در اینجا، به اقتضای مقام به پاره‌ای از آن‌ها اشاره می‌کنم:

     نخستین موضوعی که درباره نقش عطار در  تکوین قصه‌های عرفانی ذهن و زبان جوینده را درگیر خود می‌کند، توجه به جایگاه عطار در پی‌اندازی، گسترش و تأثیرگذاری اوست و سپس حجم و تعداد قصه‌هایی که عارف نیشابوری آفریده است. چون عطار نه‌تنها در میان عارفانِ شاعر یا کاتب که در کل ادبیات فارسی در شماره و بسامدِ قصه‌هایی که آفریده است تقریبا هیچ هماورد و همانندی ندارد و در واقع، هیچ شاعری در سرتاسر ادبیات کلاسیک فارسی به اندازه عطار، قصه ممتاز نیافریده است. اگر قصه‌ها و روایت‌هایی که در اثر منثورش، تذکرة‌الاولیاء جمع‌آوری کرده است به این مجموعه اضافه‌ گردد، نقش عطار در پی‌اندازی و تثبیت سنت منظوم و منثور قصه‌های کلاسیک بسیار فراتر می‌آید که به دلیل اهمیت مسئله، کمی آن را می‌شکافیم. تعداد قصه‌هایی که عطار در منظومه‌های خود آورده بدین‌گونه است:

    اسرارنامه ۹۹ قصه / حکایت

     الهی‌نامه ۲۸۲ قصه / حکایت

    منطق‌الطیر ۱۹۲ قصه/ حکایت

     مصیبت‌نامه ۳۴۷ قصه/ حکایت

     مجموعا ۹۱۰ قصه یا حکایت البته منهای سه «مادر_قصه» اصلی سه منظومه اخیر. این ۹۱۰  یا ۹۱۳ قصه / حکایت فقط در چهار اثر منظوم اوست. در لابه‌لای دیوان و مختارنامه هم تعدادی «غزل_ قصه» و «رباعی_قصه» هست که اگر به این حکایت‌ها افزوده شود (زیرا عمدتا غالب شاخصه‌های حکایت کوتاه را دارند)، حجم قصه‌های او افزونی فوق‌العاده‌ای می‌یابد.

     همچنین در تذکرةالاولیاء، کم‌وبیش حدود هزار قصه و روایت هست که گاه بسیار بلند هستند و واقعا حالت قصه و حکایت بلند را دارند و گاه ماجرایی فشرده و کوتاهند.

    با احتساب هر سه مجموعه (یعنی منظومه‌ها، دیوان و رباعیات و تذکرة‌الاولیاء)، عطار حدود دوهزار قصه و حکایت به ادبیات عرفانی فارسی افزوده است.

    آفریدن، افزودن و جا انداختن هزار قصه منظوم_ صرف‌نظر از کیفیت آن‌ها که خود شگفتی دیگری است_ در بطن و متن  ادبیات کلاسیک عرفانی امری است بس خطیر و قابل تأمل. برهمین پایه و به دلیل نقش بی‌بدیل او در پی‌ریزی و گسترش قصه‌های منظوم عرفانی، ناچار باید عطار را پدر و بل پایه‌گذار ادبیات منظوم روایی در عرفان ایرانی دانست. هرچند پیش از او دیگران و بزرگانی همچون سنایی در حدیقة‌الحقیقه و سیرالعباد إلی‌ المعاد _ و نیز برخی دیگر_ قصه‌های عرفانی شاخصی سروده بودند و فضل تقدم داشتند؛ اما در حقیقت با عطار بود که این قصه‌ها و سنت قصه منظوم عرفانی فراگیر شد و در دل فرهنگ و زبان ایرانی تثبیت گردید و پا گرفت و رشد کرد. می‌توان نقش سنایی در این حیطه را همانند دقیقی در آغازگری ادبیات حماسی دانست که اگرچه کار با دقیقی آغاز شده و کار فردوسی در واقع امتداد گشتاسب‌نامه دقیقی بود، اما سنت ادبیات حماسی و تکوین و تدوین‌ نامه باستان با فردوسی جا افتاد و بالید.

    همچنین،  این درست که سنایی آغازگر بود و مهم‌ترین مقوله‌های عرفانی را در حدیقة‌الحقیقه خود آورد و قصه‌هایی در متن آن گنجاند؛ اما از حیث روایت و ساختار داستانی، حدیقةالحقیقه چندان درخشان و ممتاز نبود که بتواند نماینده تمام‌عیار قصه‌گویی عرفانی به شمار آید. شاید به همین دلیل، نظامی، وقتی اولین اثرش (مخزن‌الاسرار) را به پیروی از حدیقةالحقیقه سرود، در آثا دیگرش از آن شیوه کار فاصله گرفت و سهم اصلی خلاقیت را به قصه و روایت داد تا شد نظامی و الگوی ده‌ها شاعر در ادبیات روایی غنایی.

     عین همان کاری که عطار هم با سرودن اسرارنامه آغاز کرد و آن را جلوه‌گاه مهم‌ترین مقولات عرفانی متداول ساخت، اما کتابش فاقد ساخت روایی یکپارچه و منسجم بود:  درست مثل حدیقةالحقیقه و مخزن‌الاسرار که در برگیرنده  مقالات و مقولات  مهم عرفانی و اخلاقی بودند با مجموعه‌ای از حکایت‌های پراکنده، اما هیچ مادر – داستان یا روایت‌ اصلی آن‌ها را به هم مرتبط نمی‌ساخت. عطار، هم در ساحت هنری و از حیث هنرهای زبانی و روایی، بعد از سرودن اسرارنامه است که بافت و ساخت روایی اثر، اهمیتی بیش از صرف معنا برایش می‌یابد و نقش اول آفرینش‌گری را از آن خود می‌سازد.  هرچند برخی بر آنند که عطار نخست منطق‌الطیر و مصیبت‌نامه و سپس الهی‌نامه و اسرارنامه را به نظم آورده است، به‌گونه‌ای که باید منطق‌الطیر را اولین و خسرونامه (یا همان الهی‌نامه) را آخرین اثر او دانست.

    به‌ هرروی و با هر نگاه، عطار بی‌تردید بزرگترین سازنده قصه‌های منظوم عرفانی در ادب فارسی است که توانسته بیش و پیش از همه، «روایتگری و روایت‌نگای» را از حیث کمی و بسامدی گسترش بدهد و قصه‌های منظوم عرفانی را به میان مردم بکشاند.

     همچنین از دیگر سو، عطار نه‌فقط از حیث کمیت مهم‌ترین آفریننده روایت‌های عرفانی است که، از منظر کیفیت معنایی – معنوی و نیز  ساخت و بافت هنری قصه‌های عرفانی، سرآمد شاعران زبان فارسی است. در حقیقت هیچ شاعر عرفانی به اندازه عطار مفاهیم عمیق عرفانی را، با تکیه بر روایت، عمق اعتلا نبخشیده است. ممکن است بعضی قصه‌های عارفان شاعر از حیث طرح هنری و عمق معنوی – معنایی بر کار عطار برتری یابند، چنان‌که یکی دو قصه مولانا در مثنوی، اما اگر مجموع میراث روایی عطار با میراث روایی عرفانی هر شاعر دیگری سنجیده شود، قطعا کارنامه و بارنامه عطار در مجموع سهم بسیار بالاتر و والاتری از همه سرایندگان دیگر خواهد داشت.

     اهمیت ویژه عطار در آن است که از دو جهت به قصه‌های عرفانی عمق و استحکام بخشید:

     نخست طرح قصه‌های کلان عرفانی در قالب مثنوی با بهره‌گیری از ساختاری همخوان و منسجم که بیش از او سابقه نداشت. البته سنایی در حدیقةالحقیقه و سیرالعباد إلی‌ المعاد قصه گفته و روایت کرده بود؛ اما یا قصه کوتاه بود و بلندایی نداشت، و یا قصه‌ای بلند بود بی‌طرح و ساختاری استوار. و دیگران هم. با عطار بود که در سه‌ منظومه بلند الهی‌نامه، منطق‌الطیر و مصیبت‌نامه، این دو عنصر به هم درآمیخت؛ یعنی هم قصه‌ای بند به میان میدان آمد و هم این قصه بلند، برپایه طرحی استوار- نسبت به زمانه خود – پی‌ریزی شد.

    دوم اینکه عطار، با همه شگردها و شیوه‌ها و ترفندهای هنری و ادبی و زبانی و روایی قابل توجهی که در منظومه‌هایش – خصوصا منطق‌الطیر و مصیبت‌نامه – کار گذاشته بود، بعضا «مادر- طرحی» چندلایه و تودرتو و حلقوی و تمثیلی و حتی نمادین برساخته بود، به گونه‌ای که گاه واقعا فهم معنای واقعی و حقیقی روایت، با توجه به ساختار و نشانه‌های رمزی قصه، در اساس کار بسیار دشواری بود. اما هیئت ظاهری قصه‌های بلند بسیار ساده می‌نمود، به‌ویژه که  داستانک‌های متعدد در داخل قصه اصلی، بسیار آسان با مخاطب ارتباط می‌یافت و او را مجذوب خویش می‌ساخت. از همین روی، شگرد قصه‌گویی عطار خیلی زود کارساز واقع شد و جایگاه خویش را در میان مخاطبان یافت و عالمگیر شد. عطار مهم‌ترین نقش را در همه‌گیرسازی قصه‌های عرفانی داشت.

     در واقع قصه‌های منظوم عرفانی با زبان، نگره و شخصیت عطار بود که در فرهنگ ایرانی‌ اسلامی استحکام هنری و عمق معنایی یافت و به میان متوسطان و عموم مردم رفت و همه‌گیر شد.

    بنابراین و با توجه به حجم و تعداد قصه‌های عرفانی و ساخت و بافت هنری زبان و نحوه روایت و تأثیرگذاری و لذت‌بخشی معنایی آن‌ها، می‌توان نقش و جایگاه بسیار مهم عطار را در این زمینه دریافت و به‌ویژه رویکرد او را در بیان و گسترش مفاهیم سنگین و سهمگین عرفانی، از یکسو، و نگهداشت و حفظ این مفاهیم و قصه‌ها – و نیز پاسداشت وجود خود و دیگرانی چون خویش – از دیگر سو، ستود و ذوق هنری و ادبی و عمق نگاه او را الگویی برای این شیوه بیان هنری دانست.»

    انتهای پیام

  • تصاویر مخربی که از ذهن نوجوانان هرگز پاک نمی‌شود

    باراناخبر/قم یک روانشناس گفت: تعداد بسیار بالایی مراجعه‌کننده کودک و نوجوان را روزانه مشاهده می‌کنیم که به دلیل نبود فرهنگ‌سازی و آموزش، تصاویری را دیده‌اند که هرگز از ذهن آنها پاک نمی‌شود و این بسیار آسیب‌زا است، در این موارد تنها کاری که ما به عنوان روانشناس برای این دسته افراد می‌توانیم انجام دهیم کمرنگ کردن آن‌ تصاویر در ذهن آن‌ها است.

    اخیرا خبری مبنی بر احتمال ممنوعیت گوشی‌های هوشمند تلفن‌همراه برای افراد زیر ۱۶ سال در انگلیس منتشر شد. طبق این خبر گفته شده است داده‌های مطالعه‌ای که روی ۲۴۹۶ والدین کودکان مدرسه‌ای در انگلیس انجام شد، نشان داد که ۵۸ درصد از والدین معتقدند دولت باید تلفن‌های هوشمند را برای افراد زیر ۱۶ سال ممنوع کند. وزیر فناوری انگلیس گفته در فکر محدود کردن افراد زیر ۱۶ سال از خرید گوشی‌های هوشمند است. اینکه تا چه اندازه این ممنوعیت‌ها و محدودیت‌ها در سطح دنیا می‌تواند در جلوگیری از آسیب‌های اجتماعی و فردی مربوط به این موضوع، موثر باشد و یا اینکه به طور کلی نقش آموزش و فرهنگ‌سازی و در مقابل ممنوعیت و محدودیت کدام یک تأثیر بیشتری خواهند داشت، مسئله‌ای است که می‌توان از منظر روانشناسی به آن پی‌برد.

    در این رابطه باراناخبر با یک کارشناس حوزه کودک و نوجوان به گفت‌وگو پرداخته‌ است.

    پریسا ارجمندی عنوان کرد: افراد زیر ۱۳ سال نباید به وسیله گوشی تلفن‌همراه و یا هر وسیله ارتباط جمعی دیگری برای سرگرمی از اینترنت استفاده کنند و اگر بازی هم قرار است با گوشی انجام دهند بهتر است به صورت آفلاین باشد.

    وی گفت: طبق تحقیقات در بازه سنی ۷ تا ۱۰ سال با ورود بچه‌ها به مدرسه، نیاز به وجود موبایل‌های هوشمند برای بهره‌مندی از آموزش آنلاین ایجاد می‌شود، در این شرایط، روانشناسان پیشنهاد می‌کنند از یک گوشی همراه هوشمند، لپ‌تاپ یا تبلت به صورت عمومی و مشترک در خانه استفاده کنید و زمان استفاده از آن مشخص باشد.

    این روانشناس بیان کرد: کشورهای مختلف، قانون‌های متفاوتی برای استفاده از گوشی تلفن‌همراه، تبلت و کامپیوتر دارند این امر به فرهنگ‌سازی، آموزش و بومی‌سازی که در هر کشور انجام می‌شود بستگی دارد، بنابراین هر کشور بنا بر شرایط محیطی خود نسبت به وضع قانون در رابطه با شرایط سنی استفاده از این وسایل تصمیم می‌گیرد.

    ارجمندی اضافه کرد: به هر صورت در دوره کنونی کودکان بسیار بیشتر از گذشته به گوشی تلفن‌همراه و تبلت وابسته شده‌اند و والدین نیز در بیشتر مواقع به راحتی آن‌ها را در اختیار فرزندان قرار می‌دهند، گاهی بدون اینکه دارای زمان‌بندی مشخص و یا کنترل شده باشد.

    وی بیان کرد: آنچه مسلم است اینکه حتی اگر قوانین زیادی هم در استفاده یا عدم استفاده از گوشی تلفن‌همراه برای گروه‌های سنی مختلف وجود داشته باشد، باز هم این وسایل به وفور در اختیار کودکان و نوجوانان است؛ بنابراین مهم‌ترین مسئله آموزش و فرهنگ‌سازی در جامعه به ویژه از سمت والدین است.

    این روانشناس کودک و نوجوان تاکید کرد: به‌هیچ عنوان کودکان زیر ۲سال نباید از گوشی و تبلت استفاده کنند از سن ۲ تا ۷ سال نیز نهایتا ۱ ساعت در طول روز می‌توانند از این وسایل استفاده کنند، با افزایش سن کودکان می‌توان ساعت استفاده از گوشی و تبلت را اندکی برای آن‌ها بیشتر کرد، به هرحال نهایت استفاده یک کودک باید ۳ ساعت باشد نه بیشتر.

    ارجمندی گفت: درست است که نهایتا ۳ ساعت را برای استفاده کودکان از گوشی تلفن‌همراه و تبلت درنظر گرفتیم اما چیزی که مهم است اینکه کودک و یا نوجوان در این ۳ ساعت چه استفاده‌ای از این وسایل دارد؟ آیا صرفا سرگرمی و بازی است؟ آیا جستجوهای از روی سرگرمی و وقت‌گذرانی در اینترنت است؟ و یا اینکه نوجوان برای یک مطلب علمی مربوط به درس‌هایش در حال سرچ کردن است؟

    این روانشناس حوزه کودک و نوجوان گفت: آموزش، کلیدی‌ترین مفهومی است که در این مسئله باید مورد توجه خانواده‌ها باشد تا از آسیب‌های بعدی کودک و نوجوان در استفاده از گوشی تلفن‌همراه و امثال آن کاسته و یا جلوگیری شود، تفهیم خط قرمزها و تربیت جنسی در این موضوع بسیار مهم است.

    وی در پایان یادآور شد: به هرحال کودکان و نوجوانان با دنیای مجازی امروزه به راحتی ارتباط برقرار می‌کنند و خانواده‌ها نمی‌توانند از این واقعیت فرار کنند، به ویژه از زمان شیوع کرونا که این ارتباط گسترده‌تر و شایع‌تر شد، بی‌وقفه گوشی تلفن‌همراه در دست کودکان و نوجوانان بود، درست‌ترین کار آموزش و فرهنگ‌سازی است. همچنین باید توجه داشت که مدام چک کردن بچه‌ها و گوشی‌ یا تبلت‌های آنان نه تنها صحیح نیست بلکه آثار سوء و مخربی خواهد داشت.

    انتهای پیام

  • «نون خ» از کرمانی‌ها دلجویی کرد / سرنوشت یک کاراکتر لو رفت!

    بدنبال ایجاد برخی سوء تفاهم‌ها درباره قسمت‌هایی از فصل پنجم سریال «نون خ» و دلخوری و ناراحتی برخی از مسئولان کرمان، مهدی فرجی- تهیه کننده این سریال با انتشار یادداشتی توضیحاتی درباره این مسئله ارائه کرد.

    به گزارش باراناخبر به نقل از روابط عمومی سریال، مهدی فرجی از سوء تفاهمات ایجاد شده ابراز تاسف کرد و ضمن ادای احترام به مردم شریف کرمان تاکید کرد که سازندگان سریال «نون خ» هرگز و به هیچ عنوان قصد جسارت به ارزش‌های فرهنگی و ملی هیچ استانی از جمله مردم عزیز استان کرمان را ندارند.

    فرجی در این یادداشت با ادای احترام به مردم شریف و نجیب کرمان و گرامیداشت یاد و خاطره شهدای گرانقدر استان کرمان بخصوص شهید والا مقام حاج قاسم سلیمانی نوشته است:

    «همه قصد ما از ساختن سریال «نون خ» این است که بتوانیم ظرفیت‌های فرهنگ غنی و متعالی اقوام را به تصویر بکشیم و یک همدلی بین اقوام و قومیت‌های ایران نشان بدهیم و به واسطه این ظرفیت بتوانیم ضمن ارتقاء فرهنگی لحظات بسیار خوب و نشاط آور و سرگرم‌کننده‌ای را برای مردم عزیزمان ایجاد کنیم و در عین حال مخاطبان را با این ظرفیت‌های غنی قومیت‌های عزیز آشنا کنیم و محبت و همدلی و صمیمیت را بین آحاد مردم ایران ایجاد کنیم.

    در این چهار فصل گذشته همه تلاش سریال «نون خ» این بوده و خوشبختانه پاسخ مناسب هم دریافت کرده است. ما در سریال «نون خ»  همه اقوام را نشان دادیم که در کنار یکدیگر در صلح و صفا و آرامش زندگی مسالمت آمیزی دارند. آنچه که در یکی از قسمت‌های فصل پنجم سریال «نون خ» باعث بروز بعضی سوء تفاهمات شده است صرفا ناشی از یک برداشت نادرست است.

    «نون خ» از کرمانی‌ها دلجویی کرد / سرنوشت یک کاراکتر لو رفت!

     در یکی از سکانس‌های سریال «نون خ» فرد به ظاهر دامپزشکی نشان داده می‌شود که هیچ تخصصی ندارد و فقط به حیوانات علاقمند است و متاسفانه گرفتار مصرف مواد مخدر است و گفته شده که این فرد کرمانی است و به همین دلیل اهانت به مردم شریف کرمان صورت گرفته است. البته آنچه که باعث بوجود آمدن این اشکال شده است نمایش فلشی در مسیر حرکتی شخصیت‌های سریال به سمت کرمان است در حالیکه زمان رودررویی بازیگران این سریال با نقش به ظاهر دامپزشک، حداقل ۹۰۰ کیلومتر قبل از کرمان است. اگر دقت کنیم همان چند ساعت اولی که شخصیت‌های سریال از کردستان خارج می‌شوند با این فرد روبرو می‌شوند و محل وقوع داستان هیچ ربطی به کرمان ندارد. از طرفی آن فرد و همچنین همسر و پسرش هم نیز لهجه‌ی کرمانی ندارند. شخصیت‌های سریال زمانی برای اولین بار به کرمان می‌رسند که در نزدیکی کرمان، نیمه‌های شب ماشین آنها خراب شده تا اینکه یک فرد اهل کرمان با تراکتور خود از راه می‌رسد و به آنها کمک کرده و آن‌ها را به هتل می‌رساند و هیچ کرایه‌ای هم دریافت نمی‌کند.

     در زمان ورود بازیگران به هتل نیز از برخورد کارکنان هتل در کرمان تا حضور در نمایشگاه صنایع دستی استان کرمان تمامی تصاویر و دیالوگ‌ها نشان از همدلی، برخورد محترمانه و نشاط و شادمانی است و کرمان به عنوان یک استان فرهنگی با مردمی خونگرم و پایتخت صنایع دستی معرفی شده است.

    تمامی اقوام در سایه پرچم جمهوری اسلامی یک دل و صمیمی در حال شادی نشان داده می شوند که همین امر استقبال مخاطبان را بدنبال داشته است. از طرف دیگر رفتار و منش کیوان (سیروس میمنت) به نوع کاراکتر وی ارتباط دارد و به هیچ عنوان ارتباطی به رفتار افراد دیگر و شهرهای مختلف ندارد و از فصل اول هم این رفتارهای ناپسند از وی دیده می‌شود که اتفاقا همواره تقبیح هم شده است؛ هرچند در پایان این فصل از سریال این شخصیت متحول می‌شود.  

    انتهای پیام

  • محمود مدبری درگذشت  – باراناخبر

    محمود مدبری، استاد دانشگاه و مصحح در ۶۷ سالگی از دنیا رفت.

    به گزارش باراناخبر، سیدعلی میرافضلی، شاعر و پژوهشگر با اعلام این خبر نوشته است: «با اندوه بسیار خبردار شدم دکتر محمود مدبّری، استاد بازنشستۀ دانشگاه باهنر کرمان، لغت‌پژوه و مصحّح متون نظم و نثر فارسی، دیروز (چهارشنبه، ۲۳ فروردین) بر اثر بیماری سرطان از دنیا رفته است.

    مدبری زادۀ پانزدهم شهریور سال ۱۳۳۵ شمسی در تهران بود و سال ۱۳۶۴ به کرمان کوچید و کار تدریس در دانشگاه کرمان را آغاز کرد و در ۱۳۹۶ بازنشسته شد.

    «شاعران بی دیوان»، «فرهنگ لغات نثرهای فنی و مصنوع»، تصحیح «ترجمۀ قرآن ماهان»، «دیوان نجیب گلپایگانی»، «دیوان عماد فقیه کرمانی»، «غازان نامۀ منظوم»، «تراجم الاعاجم»، «سرمۀ سلیمانی» و «فرهنگ عجایب اللغة» از جمله آثار چاپ‌شدۀ اوست.

    دکتر مدبّری به مبحث رباعی علاقۀ ویژه‌ای داشت و در سال‌های دور، رباعیات منسوب به خواجه عبدالله انصاری، جامی و شاه نعمت‌الله ولی را گردآوری و چاپ کرد. «اشعار شیخ نجم‌الدین رازی» نیز از آثار اولیۀ اوست.

    ما در جُنگ هنر مس (شمارۀ ۱۸، تابستان و پاییز ۱۴۰۰) ویژه‌نامه‌ای برای دکتر مدبری تدارک دیدیم و مروری نیز بر کارنامۀ علمی او داشتیم. روانش شاد.»

    همچنین اکبر ایرانی، مدیرعامل موسسه پژوهشی میراث مکتوب در پیام تسلیتی نوشته است: «درگذشت دکتر محمود مدبّری جامعۀ علمی و ادبی ایران، به‌ویژه استادان و دانشجویان زبان و ادبیات فارسی دانشگاه شهید باهنر کرمان را داغدار کرد.

    دکتر محمود مدبّری (شهریور ١٣٣۵- فروردین ١۴٠٣) استاد دانشگاه شهید باهنر کرمان و از مصحّحان و پژوهشگران نامدار زبان و ادب فارسی بود. او در سال ١٣٧۵ مدرک دکتری خود را از دانشگاه تهران دریافت کرد و پیش از آن سابقۀ همکاری با سازمان لغت‌نامۀ دهخدا و بنیاد فرهنگ ایران و نیز تدریس در دانشگاه شهید بهشتی و دانشکدۀ صدا و سیما را داشت.

    مدبّری از سال ١٣٧٣ مشغول به تدریس در دانشگاه شهید باهنر کرمان بود و گرایش او به فرهنگ‌نویسی و متون قدیم، به‌ویژه ادب حماسی و شاهنامه بود. محمود مدبّری در کنار تدریس به تحقیقات فراوانی پرداخت و آثار ارزشمندی از خود به جای نهاد. شاخص‌ترین تألیف و تصحیح او کتاب «شاعران بی‌دیوان» است، که در آن به گردآوری و تصحیح اشعار قدیم‌ترین شعرای زبان فارسی، که از آنان دیوانی بر جای نمانده، پرداخته ‌است. «دیوان نجیب‌الدین جرباذقانی (گلپایگانی)»، «اشعار شیخ نجم‌الدین رازی (دایه)»، «ترجمۀ قرآن ماهان» و «دیوان عماد فقیه کرمانی» از دیگر تصحیح‌های ارزشمند اوست. مدبّری در زمینۀ فرهنگ‌نویسی نیز تألیف‌ها و تصحیح‌های ارزشمندی دارد؛ او «فرهنگ لغات نثرهای فنّی و مصنوع» را تألیف و چند فرهنگ قدیم، یعنی فرهنگ‌های «سرمۀ سلیمانی»، «تراجم الاعاجم» (با همکاری دکتر مسعود قاسمی) و «عجائب اللغه» را تصحیح کرده‌است. فصل‌نامۀ «گزارش میراث» افتخار آن را داشته‌است که چند مقالۀ ارزشمند از او به انتشار برساند.

    مؤسسۀ پژوهشی میراث مکتوب درگذشت این پژوهشگر پُرتلاش و استاد دانشمند را به خانواده سوگوار و جامعۀ علمی و ادبی ایران، به‌ویژه به دانشگاه شهید باهنر کرمان تسلیت می‌گوید. یاد و نامش گرامی باد که دوام ذکرش «ثبت است بر جریدۀ عالم».

    ‏انتهای پیام

  • روزی که «عاد» خاک شد

    قوم عاد بعد از نافرمانی طولانی مدت و پایان مهلت الهی، گرفتار خشم و غضب خداوند شدند و هفت شب و هشت روز باد سهمگینی بر آنان وزیدن گرفت و ریگ‌ها و شن‌های بیابان بر سر و روی‌شان پاشید و آنان را از پا درآورد و به جز عده‌ای اندک از مومنان به حضرت هود پیامبرشان، هیچ کس زنده نماند.

    به گزارش باراناخبر، امروز ۲۲ فروردین مصادف با اول شوال سالروز نزول عذاب الهی و نابود شدن قوم عاد به طرز بسیار فجیعی بود.

    حدود ۷۰۰ سال قبل از میلاد حضرت مسیح علیه‌السلام در سرزمین احقاف در جنوب عربستان قومی زندگی می‌کرد مشهور به قوم عاد. قوم عاد قبیله‌ای نیرومند بود که در منطقه‌ای بین یمن و عمان کنونی زندگی می‌کردند. آنان پس از قوم نوح زندگی کردند.

    هزاران سال بعد از نابود شدن قوم عاد این روز روز عید فطر مسلمانان تعیین شد.

    عادیان توانمند و با قدرت بودند و به این ویژگی‌هایشان می‌بالیدند؛ به همین دلیل به تدریج دچار کبر و غرور و ظلم شدند و این روحیه بین اعضای این قوم به خصوص بین طبقه ثروتمند و حاکم گسترش یافت و ظالمین و زورگویان به محرومان و مستضعفان ستم کردند. آنان به تدریج از توحید و خداپرستی روی برگرداندند و در فسق و فجور غوطه‌ور شدند.

    خداوند متعال برای هدایت‌شان حضرت هود علیه‌السلام را از بین خودشان به پیامبری انتخاب کرد اما موعظه‌های او عمدتا بر آنان بی اثر بود. عادیان نه فقط هود بلکه همه پیامبران دیگری هم که برای هدایت‌شان فرستاده شده بودند را تکذیب کردند.

    حضرت هود علیه‌السلام در میان قوم عاد، دعوت خود را چنین آغاز کرد: «ای قوم من! خدا را پرستش کنید؛ چرا که هیچ معبودی برای شما جز خدای یکتا نیست. شما در اعتقادی که به بت‌ها دارید در اشتباهید و نسبت دروغ به خدا می‌دهید.»

    و قومش پاسخ دادند: «ای هود تو دلیلی برای ما نیاورده‌ای و ما خدایان خود را به خاطر حرف تو رها نخواهیم کرد و ما اصلا به تو ایمان نمی‌آوریم. ما فقط درباره تو می‌گوییم که بعضی از خدایان ما به تو زیان رسانده و عقلت را ربوده‌اند.»

    خداوند در آیه ۱۲۳ و ۱۲۴ سوره هود می‌فرماید: «قوم عاد، رسولان خدا را تکذیب کردند، هنگامی که برادرشان هود علیه‌السلام آن‌ها را به تقوی و دوری از گناه فرا خواند.»

    روزی که «عاد» خاک شد
    محدوده زندگی قوم عاد و ثمود و لوط و شعیب در عربستان سعودی

    تلاش بی‌نتیجه هود

    هود برای هدایت قومش تلاش فراوانی کرد و سختی‌ها و آزارهای فراوانی متحمل شد اما جز عده‌ای اندک، گفتارش را تصدیق و اندرزهایش را باور نکردند و در مقابل وی را از خود طرد کردند.

    خداوند متعال در آیه ۵۷ سوره هود با اشاره به اقدامات حضرت هود و اتمام حجت او با قومش، گفت: «شما اگر از توجیه روی برگردانید، من وظیفه‌ام را ایفا کردم، چون رسالتم این بود که پیام توحیدی خداوند را به طور مستدل با شما در میان بگذارم و نیز از این جهت که داعیه رسالت دارم، برای شما معجزه‌ای اقامه کنم.

    کار من در هر دو مورد تمام شد، یعنی حجت بالغه حق را ایفا کردم و اگر شما بعد از تمامیت حجت برگردید، خداوند وسایل رفاهی را از شما گرفته، زمین را از لوث شما پاک خواهد کرد و عده‌ای دیگر را خلیفه و جانشین شما قرار خواهد داد و کاری هم از شما ساخته نیست تا مانع از بین رفتن خود یا جایگزین شدن دیگران شوید، زیرا همه چیز تحت حفاظت حق است و چیزی نیست که مستقل از خدا یا متمرد در برابر او باشد و شما چگونه می‌توانید در برابر اراده خدا بایستید و آسیبی به اراده حق برسانید؟»

    قوم عاد به جای پذیرش موعظه‌های خیرخواهانه هود و ایمان به خدا و رها کردن جهالت و بت‌پرستی به تکذیب این پیامبر الهی پرداختند و هر روز مورد اذیت و آزارش قرار دادند تا این که ابر سیاهی بر آسمان شهر آشکار شد و کفار و بی‌خردان‌شان آن را نشانه بارانی نافع و سودمند خواندند ولی هود علیه‌السلام به آن‌ها گفت که این ابر، ابر رحمت نیست بلکه غضب و عذاب است.

    روزی که «عاد» خاک شد
    نمونه کشف شده از آثار به جا مانده از قوم هود

    ساعاتی نگذشت که راستی صحبت‌های هود آشکار شد و بادی بسیار شدید وزید. شدت این باد به حدی بود که اسباب و اثاثیه حتی چهارپایان قوم عاد را با نیروی اعجاب‌انگیزی از زمین بلند کرد و به نقاط دوردست برد.

    وزیدن این باد هفت شب و هشت روز ادامه داشت و در این مدت طوفان شدید، ریگ‌ها و شن‌های بیابان را بر سر و روی مردم و خانه‌هایشان پاشید و آنان را از پا درآورد و به جز عده‌ای از مومنان به هود که به همراه وی در جای امنی پناه گرفته بودند، هیچ کس زنده نماند.

    بعد از واقعه هولناک، حضرت هود و یارانش به سرزمینی به نام حضرموت هجرت و بقیه عمرشان را در آن سرزمین سپری کردند.

    درباره تاریخ وقوع این حادثه عظیم مورخان اتفاق نظر دارند که در ماه شوال واقع شده است ولی در روز وقوع آن اختلاف نظرهایی دارند. برخی روز اول ماه شوال و عده‌ای دیگر سی‌ام این ماه را روز نزول عذاب الهی و نابودی قوم عاد می‌دانند.

    آن‌هایی که به روز اول شوال اعتقاد دارند، هفته اول شوال را «بردالعجوز» نامیدند. علت این نامگذاری آن است که پیرزن عجوزی در این ایام به خانه‌ای که در زیر زمین داشت، پناه برد و از طوفان ریگ و شن در امان ماند تا این که در روز ششم، طوفان به خانه وی در زیر زمین نیز سرایت و او را هم هلاک کرد.

    منابع:

    سوره هود(۱۱)، آیه ۵۰

    وقایع الایام، شیخ عباس قمی، ص ۸۴

    سیره پیامبران در قرآن، صص ۳۹۶ و ۳۹۷

    قصه‌های قرآن، سید محمد صحفی، ص ۴۹

    انتهای پیام

  • ابوالفضل جلیلی: دوست دارم کاری متفاوت انجام دهم

    ابوالفضل جلیلی که در انتظار حل شدن مسائل فیلم «مسیر معکوس» است تا آن را در اکران آنلاین نمایش دهد، به دنبال ساخت فیلمی با نام «آب» است؛ فیلمی که داستانش هیچ ارتباطی با آب ندارد.

    به گزارش باراناخبر، در آخرین روزهای سال ۱۴۰۲ سازمان سینمایی خبر داد که برای ابوالفضل جلیلی پروانه ساخت یک فیلم سینمایی صادر شده است. این فیلمساز که معمولا فیلم‌هایش با مشکل نمایش در ایران مواجه شده‌اند، در دو سال گذشته مشغول ساخت فیلمی با نام «داد» بود که اکنون مراحل پایانی آن را پشت سرمی‌گذارد و در انتظار فراهم شدن شرایط مالی برای به سرانجام رساندن این پروژه است.

    جلیلی همچنین فیلم دیگری دارد که هنوز به نمایش درنیامده و خودش درباره آن به باراناخبر می‌گوید: «مسیر معکوس» در جشنواره فیلم شانگهای جایزه بهترین بازیگر نقش اول و نیز کارگردانی را گرفت ولی برای پروانه نمایش داخلی باید تغییراتی در آن اعمال می‌شد که قبول نکردم و به همین دلیل فیلم به اکران عمومی نرسیده است.

    وی که برای این فیلم یک بار پروانه نمایش گرفته، پیش‌تر گفته بود:‌ «مسیر معکوس» مجوز اکران گرفت اما گفتند برای نمایش در گروه هنر و تجربه باید پنج دقیقه از فیلم حذف شود که من هم قبول نکردم.

    او درباره آخرین وضعیت این فیلم می‌گوید:‌ از آنجا که بنیاد سینمایی فارابی در این پروژه سهیم است، پیشنهادهایی داده‌ام که با خرید یا فروش سهم برای مشخص شدن تکلیف این فیلم تصمیم‌گیری شود تا اگر شرایط فراهم شد برای اکران آنلاین بتوانم اقدام کنم. در حال حاضر منتظر بررسی و اعلام نظر مدیران فارابی هستم.  

    این کارگردان با وجود بلاتکلیف بودن دو فیلم آخرش برای فیلم جدیدی پروانه ساخت گرفته که درباره آن می‌گوید: اگرچه مشکلاتی وجود دارد ولی من همیشه کار خودم را انجام می‌دهم، انگار در دنیای دیگری زندگی می‌کنم.  همیشه دوست دارم کاری متفاوت و سورپرایزی انجام دهم که بعضی وقت‌ها موفق می‌شوم و بعضی وقت‌ها هم نمی‌شوم.   

    جلیلی افزود: فیلم «آب» را هم که می‌خواهم بسازم و باید شرایط مالی آن مهیا شود، درباره آب نیست و به دنبال این هستم تا بچه‌هایی را که استعداد بازیگری دارند ولی امکان کار یا شاید هم پارتی نداشته‌اند، برای بازی در این فیلم دعوت کنم.

    بیشتر بخوانید:

    صحبت‌های صریح ابوالفضل جلیلی در پی صدور یک مجوز

    انتهای پیام

  • برنده جایزه «آسترید لیندگرن» معرفی شد

    بنیاد سوادآموزی بومی استرالیا (ILF) به عنوان برنده جایزه آسترید لیندگرن سال ۲۰۲۴، یکی از مهم‌ترین جوایز ادبیات کودک و نوجوان شناخته شد.

    به گزارش باراناخبر، بنیاد سوادآموزی بومی (ILF) در سال ۲۰۱۱ برای تشویق خواندن و ترویج سوادآموزی از طریق تضمین دسترسی به ادبیات خوب برای کودکان بومی استرالیا تشکیل شد و از طریق برنامه‌های مختلف بسته‌های کتاب را به کودکان و خانواده‌ها در جوامع بومی در سراسر استرالیا و جزایر تنگه تورس ارائه می‌کند، کتاب‌ها را ترجمه می‌کند، فعالیت‌های خواندن با صدای بلند را سازماندهی و از انتشار کتاب‌های کودکان حمایت می‌کند و اکنون در  ۴۲۷ جامعه بومی در سراسر قاره استرالیا فعال است.

    امسال در مجموع ۲۴۵ نویسنده، تصویرگر، مروج کتابخوانی و نهاد ادبی از ۶۸ کشور جهان به عنوان نامزدهای جایزه یابود «آسترید لیندگرن» در سال ۲۰۲۴ انتخاب شده بودند.

    در میان نامزدهای امسال این جایزه ادبی از ایران ۹ چهره و نهاد ادبی نامزد دریافت جایزه معرفی شده بودند که شامل جمال‌الدین اکرمی (نویسنده)، رضا دالوند (نویسنده و تصویرگر)، عیرضا گلدوزیان (تصویرگر)، فرهاد حسن‌زاده (نویسنده)، عباس جهانگیریان (نویسنده)، فرمهر منجزی (مروج کتابخوانی)، هوشنگ مرادی کرمانی (نویسنده)، با من بخوان (نهاد ادبی) و علی‌اصغر سیدآیادی (مروج کتابخوانی) می‌شدند.

    جایزه‌ «آسترید لیندگرن» از سال ۲۰۰۲ از سوی دولت سوئد برای بزرگداشت «آسترید لیندگرن» نویسنده شهیر این کشور بنیان نهاده‌ شد. این جایزه به اشخاص یا سازمان‌هایی اهدا می‌شود که نقش برجسته‌ای در خلق ادبیات کودک و نوجوان یا ترویج آن داشته باشند. در هر سال بیش از ۲۵۰ فرد یا نهاد از سراسر جهان برای این جایزه نامزد می‌شوند. انجمن نویسندگان کودک و نوجوان، شورای کتاب کودک، کانون پرورش کودکان و نوجوانان و موسسه ‌پژوهشی کودکان دنیا  چهار نهاد ایرانی هستند که می‌توانند برای این جایزه نامزدهایی را معرفی کنند. نامزدی در این جایزه نه تنها می‌تواند توجه جهانی را به نویسنده و ترویج‌گر معرفی‌شده جلب کند، بلکه در مطرح شدن ادبیات و فعالیت‌های فرهنگی کشور در سطح جهانی نیز نقش بسزایی دارد.

     این جایزه ادبی به ارزش پنج میلیون کرون سوئد (۴۰۰ هزار پوند) به‌عنوان بزرگ‌ترین و گران‌ترین جایزه ادبیات کودکان و نوجوانان و دومین جایزه بزرگ ادبیات کودک و نوجوان پس از جایزه هانس کریستین اندرسن در جهان مطرح است.

    انتهای پیام

  • از مرگ سینما تا جشنواره سیاسی در گفتگو با مدیر کن

    در فاصله چند روز به اعلام فیلم‌های حاضر در جشنواره فیلم کن ۲۰۲۴، «تیری فرمو» مدیر این رویداد سینمایی در گفتگویی به پرسش‌های گوناگون پیرامون دوره آتی کن پاسخ داده است.

    به گزارش باراناخبر، کنفرانس مطبوعاتی رونمایی از فیلم‌های رسمی هفتاد و هفتمین جشنواره فیلم کن ۱۱ آوریل (پنجشنبه ۲۳ فروردین)  برگزار می‌شود و «تیری فرمو» مدیر باسابقه جشنواره کن امسال با چالش‌هایی از جمله تاخیر در ارسال فیلم‌ها، تبعات اعتصابات مضاعف هالیوود و انتظارات زیاد پس از معرفی دو فیلم برنده اسکار «منطقه مورد علاقه» و «آناتومی یک سقوط» در دوره گذشته رو به رو است.

    دوره امسال جشنواره کن از پیش توجهات زیادی را به خود جلب کرده و حضور فیلم «فیوریوسا: حماسه مکس دیوانه» ساخته جورج میلر در جشنواره تأیید شده و «پرده دوم» از کوئنتین دوپیو با بازی لئا سیدو به عنوان فیلم شب افتتاحیه معرفی شده است.

    تیری فرمو در اولین و تنها مصاحبه خود قبل از رونمایی از ترکیب فیلم‌های هفتاد و هفتمین دوره جشنواره کن در گفتگو با ورایتی از امیدواری‌هایش برای استقبال از فرانسیس فورد کاپولا با فیلم جدیدش «مگالوپولیس» و یورگوس لانتیموس با فیلم جدید «”انواع مهربانی» و همچنین درخواست او برای بازگشت دوباره نتفلیکس، حضور کارگردانان زن در جشنواره و نقش احتمالی ناآرامی‌های جهانی در روند انتخاب فیلم‌های صحبت کرده است.

    سال گذشته یک سال مهم برای جشنواره فیلم کن بود. چگونه به ترکیب امسال نزدیک شدید و تاکنون چند فیلم انتخاب شده اند؟

    بازخورد متفق القول ما این است که سال ۲۰۲۳ سال بسیار خوبی بود. از آنجایی که سال ۲۰۲۲ نیز موفقیت آمیز بود، مطمئن نبودیم که بتوانیم در سال ۲۰۲۳ به خوبی این کار را انجام دهیم. سینما همیشه سورپرایزهای خوبی ارائه می دهد. ما هنوز سر کاریم و برگزاری هر سال نیز ترکیبی از هیجان و نگرانی است.

    در حال حاضر، راه درازی در پیش داریم و فیلم‌ها دیرتر و دیرتر از راه می‌رسند و آخرین انتخاب‌ها از همه مهم‌تر هستند و در این شرایط باید از بی حوصلگی بیش از حد خودداری کنیم. شاهد افزایش ۲۰ درصدی درخواست‌های حضور در جشنواره هستیم و در دوره جدید شاهد حضور بیش از ۲۰۰۰ فیلم متقاضی در جشنواره‌ایم. علاقه به جشنواره مشخص است و مهم نیست که چه اتفاقی می افتد، این فیلم‌ها هستند که هر سال فضای جشنواره را ایجاد می کنند.

    فیلم «پرده دوم» ساخته کوئنتین دوپیو افتتاحیه جشنواره امسال خواهد بود. پشت تصمیم به انتخاب این فیلم چه بود؟

    کوئنتین دوپیو بخشی از نسل جدید سینمای فرانسه است. او هم سینماگری مولف با تخیل خودش است و هم هنرمندی که به مخاطب عام نگاه می کند. این فیلم یک اثر کمدی است که به دلیل اینکه درباره سینما است، فیلمی فوق‌العاده است که شما را آماده دو هفته لذت بردن از  سینما در جشنواره می‌کند. این یک فیلم فرانسوی است، زیرا هیچ فیلم بین المللی به ما پیشنهاد نشده است. به یاد داشته باشید که فیلم افتتاحیه باید در همان روزی که در جشنواره کن ارائه می شود در سینماهای فرانسه اکران شود.

    آیا تأثیر اعتصابات هالیوود بر حجم فیلم‌های ارسالی به‌ویژه فیلم‌های آمریکایی در سال جاری را مشاهده کردید؟ آیا این امر می‌تواند بر تعداد فیلم‌های بزرگ، به‌ویژه از استودیوها، تأثیر بگذارد؟

    بدون شک. در اواخر سال گذشته شروع به درک تأثیر قابل توجه اعتصابات کردم که اتفاقاً ناشی از تأملی بود که همه آن را در مواجهه با تحولات جهانی مهم و ضروری می‌دانند. نسبت به سال‌های گذشته کمتر فیلم آمریکایی می‌بینیم که بدون شک در انتخاب نهایی منعکس خواهد شد. همه ما می‌دانیم که سال ۲۰۲۴ حداقل در شش ماه نخست برای سینمای آمریکا «سال وقفه» است. در این زمستان دو بار به لس آنجلس رفتم و احساس کردم که همه از قبل به سال ۲۰۲۵ نگاه می‌کنند. بسیاری از تولیدات ایالات متحده که در ابتدا برای سال ۲۰۲۴ برنامه ریزی شده بودند، در سال ۲۰۲۵ اکران خواهند شد. اما سینمای آمریکا همچنان در جشنواره کن امسال حضور خواهد داشت.
     

    چطور؟

    فیلم بزرگ بهار ۲۰۲۴ «فوریوسا» است و در جشنواره کن نمایش داده خواهد شد. برادران وارنر همیشه به جشنواره فیلم کن بسیار وفادار بوده است. از روی خودخواهی دوست داشتم استودیو منتظر بماند تا کن قسمت دوم «تل ماسه» را رونمایی کند اما می‌دانم که برای آنها مهم بود که این فیلم را در ابتدای سال منتشر کنند، زیرا اکران آن یکبار به تعویق افتاده بود. در هر صورت، کاهش علاقه به جشنواره کن و به طور کلی سینما وجود ندارد و بیشتر بحث تعداد محدودی از فیلم‌های آماده است.

    و جشنواره کن امسال نیز شاهد حضور یک فیلمساز آمریکایی گرتا گرویگ به عنوان رئیس هیات داوران خواد بود.

     آیریس کنوبلوخ رئیس جشنواره کن و من خوشحالیم که گرتا گرویگ دعوت ما را پذیرفت. او روح جشنواره فیلم کن را از طریق اشتیاقش به سینما و مسیر درخشانش در سینمای هنری و هالیوود کاملاً مجسم می‌کند. از نظر من، گرتا گرویگ دارای خلاقیت و ذهن باز نسلی از هنرمندان است که در حال تغییر کدها هستند. همه اینها او را به یک رئیس هیات داوران ایده آل تبدیل می‌کند.

    می‌دانم که دوست دارید «مگالوپولیس» در کن رونمایی شود. آیا با فرانسیس فورد کاپولا صحبت کرده‌اید؟

    من فرانسیس را از صدمین سالگرد سینما در سال ۱۹۹۵ می‌شناسم و وقتی اولین سال حضورم در کن بود، او آمد تا فیلم «اینک آخرالزمان ردوکس» را ارائه دهد. از آن زمان، ما همیشه در تماس بوده‌ایم و اخیراً او جایزه لومیر را در سال ۲۰۱۹ دریافت کرد. او مردی است که از تمام نبردها جان سالم به در برده، و با این حال، اشتیاق خود را برای زندگی و سینما حفظ کرده است. «مگالوپولیس» پروژه‌ای است که او مدت‌ها می‌خواست به آن برسد و به‌عنوان یک هنرمند مستقل و به شیوه‌ی خودش این کار را انجام داد. او افسانه جشنواره فیلم کن را ساخت و استقبال دوباره از او به عنوان فیلمسازی که برای ارائه فیلم جدیدش می‌آید باعث افتخار است.

    اما استون به تازگی برای بازی در فیلم «بیچارگان» برنده اسکار بهترین بازیگر زن شد. آیا فیلم جدید «انواع مهربانی» در کن نمایش داده می شود؟

    سال گذشته، «بیچارگان» تقریباً برای جشنواره کن آماده بود و من با کمال میل کاره باشکوهی را که داشت تماشا کردم. در نسل جدید سینماگران مولف جهان، یورگوس لانتیموس اهمیت زیادی دارد. او یکی از بهترین ها، یکی از خلاق‌ترین و غیرقابل پیش‌بینی‌ترین‌هاست. ما خوشحالیم که در اوایل کارش با نمایش فیلم «دندان سگ» از او در کن استقبال کردیم. او همچنین در هیات داوران حضور داشته و دوست دارم دوباره به او خوش آمد بگویم.

      فیلم‌های غیرانگلیسی‌ زبان «آناتومی یک سقوط» و «منطقه مورد علاقه» در بخش بهترین فیلم اسکار نامزد شدند. نظرتان راجع به آن چیست؟

    ما سال گذشته در این مورد صحبت کردیم و موضع من باعث ایجاد بحث‌هایی شد. شاید محافظه‌کار باشم، اما همچنان فکر می‌کنم که اسکار بهترین فیلم را باید به فیلم‌های آمریکایی اختصاص داد، درست مانند بهترین فیلم در جوایز سزار که به بهترین فیلم فرانسوی تعلق می‌گیرد (این مورد امسال نیز با «آناتومی یک سقوط» تکرار شد) و جوایز گویا از بهترین فیلم اسپانیایی تقدیر می‌کند. این جوایز مهم هستند و می توانند باعث تقویت تولیدات ملی و همچنین تحریک صنایع فیلم در هر کشور شوند. من به شدت مواضع سیاسی آکادمی و تمایل آنها را برای باز کردن درهای خود به روی جهان تحسین می‌کنم، اما برای فیلم‌های غیرآمریکایی شاخه فیلم بلند بین‌المللی وجود دارد که جایزه بسیار معتبری است. به هر حال این فقط نظر من است جوایز اسکار و همچنین گلدن گلوب را دوست دارم.

    نظر شما در مورد این که «آناتومی یک سقوط» به عنوان نماینده فرانسه در اسکار انتخاب نشد چیست؟

    این یک داستان قدیمی است. مهمتر از همه، متاسفم که فیلم «طعم چیزها» نتوانست به عنوان یکی از پنج نامز نهایی اسکار فیلم بین المللی شناخته شود. فیلم زیبایی است که در جشنواره کن جایزه گرفت و شایسته حضور در اسکار بود. با این حال، وقتی سرنوشت شگفت‌انگیز «آناتومی یک سقوط» را با این همه نامزدی می‌بینیم، می‌توانیم بگوییم که حضور فوق‌العاده‌ای داشت. اما «منطقه مورد علاقه» یک برنده فوق العاده است. بنابراین ما به نتیجه اولیه خود بازگشتیم – سال ۲۰۲۳ سال بزرگی برای سینما بود.

    آیا معتقدید که این قانون کن که هر فیلم در بخش رقابتی باید در سینماها به نمایش درآید تغییر خواهد یافت؟

    این تصمیمی است که باید توسط هیات مدیره گرفته شود. اما این یک قانون خوب است: ما از فیلم‌هایی که در سینماها اکران می‌شوند، طرفداری می‌کنیم، زیرا فرانسه کشوری عالی برای سینماست و باید کشوری عالی برای سالن‌های سینما نیز باقی بماند. جشنواره فیلم کن درباره فیلم‌های سینماست. همچنین می‌توانیم از سایر فیلم‌ه نیز استقبال کنیم. یک فیلم «نمایش آنلاین» همچنان یک فیلم است، اما اگر در سینماها اکران نشود، متفاوت است و اگر متفاوت باشد، در رقابت با آن رفتار متفاوتی می شود. اما بخش خارج از رقابت راه دیگری است که به اندازه بخش رقابتی کن فوق‌العاده است. در دنیا، مردم به ما به خاطر جنگیدن برای سینماها تبریک می‌گویند و ما به آن افتخار می‌کنیم. اما ما همچنین می‌خواهیم که سرویس‌های نمایش آنلاین چون نتفلیکس در کن احساس کنند که در خانه هستند. ما در حال گفتگوی مداوم با آنها هستیم.

    آیا نتفلیکس می تواند به کن بازگردد؟

    امیدوارم. از نتفلیکس در کن استقبال می‌شود و هیچ چیز حضور آنها را ممنوع نمی کند. آنها می توانند جشنواره زیبایی داشته باشند، مثلاً در بخش خارج از رقابت. من یک بار دیگر از دوستم تد درخواست می‌کنم. برگرد!

    آیا با سرویس‌های نمایش آنلاین دیگری نیز صحبت داشته‌اید؟

    بله، ما با دیگران مانند آمازون و اپل صحبت می‌کنیم. اپل مشتاق به بازگشت است و سال گذشته فیلم فوق‌العاده «قاتلان ماه گل» ساخته مارتین اسکورسیزی راد در کن داشتتند و تیم کوک با حضور در کن از ما تجلیل کرد. چیزی که برای ما اهمیت دارد سینما و همه کسانی است که برای دادن اعتبار به آن تلاش می کنند. این واقعیت که شرکت‌هایی مانند آمازون و اپل در سینما سرمایه گذاری می کنند خبر بسیار خوبی است. در طول همه گیری، ما چیزهای احمقانه زیادی در مورد به اصطلاح «مرگ سینما» شنیدیم. اما چنین چیزی وجود ندارد. سینما زنده تر از همیشه است.

    آیا در انتخاب فیلم هایتان ریسک می‌کنید؟

    انتخاب یک فیلم همیشه با ریسک همراه است، به خصوص که انتخاب یک فیلم به معنای کنار گذاشتن فیلم دیگری است – امسال بیش از ۲۰۰۰ فیلم ارسال شده است و من دوباره می گویم ما همه آنها را می بینیم. باورتان نمی‌شود، اما ما مانند فیلم‌سازان هرگز نمی‌دانیم قبل از اولین نمایش از یک فیلم چه استقبالی می‌شود.

    انتخاب توسط کمیته انتخاب و سپس توسط مطبوعات و مردم انجام می شود. این نگاه منتقدان و تماشاگران است که اعتبار فیلم ها را می‌سازد. چیزی که ما را راهنمایی می کند «دوست دارم» یا «دوست ندارم» و حتی این فیلم «خوب است» یا «خوب نیست» نیست. آنچه ما را راهنمایی می کند این است که «این فیلم باید در جشنواره کن ارائه شود یا نه؟» یا «آیا ارائه در جشنواره کن برای این فیلم مفید خواهد بود؟» یا «انتخاب این فیلم در مورد وضعیت سینمای جهان چه می‌گوید؟».

    آیا تعداد کارگردانان زن در رقابت بیشتر خواهد بود؟

    من انتظار این سوال را داشتم چون مرتبط است جایگاه کارگردانان زن در دنیای سینما در سال های اخیر به شدت افزایش یافته و روز به روز بیشتر شده است. باید حواسمان باشد تا همین طور بماند. در کن، هر زمان که بین دو فیلم مردد می‌شویم، همیشه فیلمی را انتخاب می‌کنیم که یک فیلمساز زن کارگردانی کند، زیرا تعداد آنها به اندازه کارگردانان مرد نیست. اما همانطور که می‌دانیم، یک جشنواره فقط بازتاب یک وضعیت کلی است و اگر ما از ظهور آنها در همه جای دنیا و به ویژه در مدارس سینمایی حمایت کنیم، کارگردانان زن بیشتری در کن وجود خواهند داشت.

    جشنواره فیلم برلین امسال بسیار سیاسی بود. به نظر شما سیاسی بودن نقش یک جشنواره است؟

    من نمی توانم در مورد برلیناله بدون ادای احترام به فعالیت‌های ماریت ریسن‌بیک و کارلو چاتریان که از سمت خود کنار می‌روند صحبت کنم و برای تریشیا تاتل که جانشین آنها می‌شود بهترین‌ها را آرزو می کنم. یک جشنواره بواسطه، فیلم هایی که نشان می دهد، از طریق صدای هنرمندانی که باید آزادانه خود را بیان کنند، همیشه سیاسی است. این چیزی است که بیشترین اهمیت را دارد. وقتی فیلم‌ها سیاسی هستند، جشنواره‌ها سیاسی می‌شوند و وقتی آنها رمانتیک هستند، جشنواره‌ها نیز عاشقانه هستند. از سال ۱۹۴۶ که «رُم شهر بی‌دفاع» یا «نبرد ریل‌ها» بلافاصله پس از جنگ جهانی دوم جوایز کن را دریافت کرد، دیدیم که جشنواره کن هرگز از تابیدن نور بر فیلم‌هایی که وضعیت جهان را منعکس می‌کنند، دست برنداشت. هیات داوران دو نخل طلا به برادران داردن، دو نخل طلا به کن لوچ، یک نخل طلا به وایدا در جریان بحران لهستان در سال ۱۹۸۱ و یک نخل طلا به مایکل مور که جنگ در عراق در سال ۲۰۰۴ را محکوم کرد، اعطا کردند. «M*A*S*H*»، برنده نخل طلای سال ۱۹۷۰، یک فیلم سیاسی عالی نیز بود. یک جشنواره برای خدمت به هنرمندانی است که همیشه در نهایت جهان را در معرض نمایش قرار می‌دهند.

    آیا قصد دارید برای جلوگیری از انتخاب فیلم توسط افرادی که متهم به آزار جنسی هستند اقداماتی انجام دهید؟

    بازتاب مداومی در مورد این موضوع در فرانسه وجود دارد. کارگردان در درجه اول مسئول یک فیلم در فرانسه است که در ۵۰ سال گذشته بر اهمیت «مولف یک فیلم» تاکید کرده است. اما یک فیلم یک کار جمعی نیز است و ده‌ها نفر در شکل‌گیری یک فیلم مشارکت دارند. آیا به دلیل اینکه یکی از اعضای یک گروه با اتهام مواجه است، باید کل گروه را مجازات کنیم؟ مجازات فیلمی که هنرمندان، تهیه کنندگان و اعضای گروه را گرد هم آورده است؟ از آنجایی که تحقیقات پلیس در مطبوعات و شبکه‌های اجتماعی درز می‌کند، روند تصمیم گیری آرام و دقیق را مختل می‌کند. یک جشنواره می‌تواند کارهای زیادی انجام دهد، اما نمی تواند و نباید خود را جایگزین سیستم قضایی کند. فرض بی‌گناهی، همچنان که توجهی که به شهادت قربانیان داریم، یک ارزش اساسی است.

    بسیاری از افراد از حضو جانی دپ در شب افتتاحیه سال گذشته عصبانی بودند. آیا این کار را دوباره انجام می‌دهید؟

    باور کنید یا نه، ما تاثیر و آشفتگی‌ای که حضور جانی دپ ایجاد می‌کند را اندازه گیری نکرده بودیم. فیلم افتتاحیه باید در همان روز در سینماهای فرانسه اکران شود، این مورد برای «ژان دو بری» نیز صدق می‌کرد. مایوین کارگردان فیلم که قبلا چندین جایزه در جشنواره کن دریافت کرده بود، بخشی از خانواده کن است، او یک فیلمساز با استعداد است. ما فیلم او را دوست داشتیم که حضورش در جشنواره را توجیه می کرد.

    گاهی اوقات تصمیماتی می گیرید که از نظر سیاسی صحیح نیستند. چرا؟

    نمی‌دانم به چه چیزی اشاره می‌کنید زیرا همه اینها بسیار نسبی است. کن یک جشنواره فرانسوی است که برگرفته از فرهنگ و تاریخی است که ریشه‌های خاص خود را دارد. من به تنهایی هیچ تصمیمی نمی‌گیرم. من به عنوان کسی که احساس مسئولیت دارد، بسیار جمعی کار می‌کنم. ثروت کن یک تیم فوق‌العاده و یک هیات مدیره فعال و دقیق است که توسط رئیس‌ کن که نقش ارزشمندی را ایفا می‌کند، رهبری می‌شود. ما هیچ تمایلی نداریم که از نظر سیاسی نادرست به نظر برسیم. جدا از آنچه روی پرده است، هرگز به دنبال تحریکات نیستیم.

    هفتاد و هفتمین جشنواره فیلم کن از ۱۴ تا ۲۵ می ۲۰۲۴ (۲۵ اردیبهشت‌ماه تا ۵ خردادماه) برگزار می‌شود.

    انتهای پیام

  • مردی که غذاهای مشکوک نمی‌خورد

    منوچهر ستوده ۱۰۳ سال عمر کرد و راز عمر خود را در ۹۹ سالگی نخوردن غذای مشکوک عنوان کرده و گفته بود: «هنوز کالباس، سوسیس، پیتزا و «غذاهای مشکوک» نخورده‌ام و از شهر تهران هم گریزان هستم.»

    به گزارش باراناخبر، هفت سال پیش، بیستم فروردین ۱۳۹۵ منوچهر ستوده، ایران‌شناس و پژوهشگر پیشکسوت در ۱۰۳ سالگی بدرود حیات گفت. او در ۲۸ تیر ۱۲۹۲ در تهران متولد شد. پدرش خلیل نام داشت و در بازارچه سرچشمه، کوچ صدیق‌الدوله از بخش اودلاجان از محله‌های قدیم تهران زندگی می‌کردند. خانواده‌اش اصالتاً اهل مازندران بودند. او تا چهارسالگی در محله سرچشمه زندگی کرد. در هفت‌سالگی به مدرسه ابتدایی آمریکایی رفت و دوره شش‌ساله ابتدایی را در این مدرسه گذراند. در دوران تحصیل در دبیرستان البرز کتابدار کتابخانه‌ دبیرستان نیز بود. سال ۱۳۱۳ وارد دانشسرای عالی شد و نزد استادانی چون سیدمحمد مشکوه و علی‌اکبر شهابی درس خواند. نخستین مقاله خود را در ۱۳۱۵ درباره‌ «مطالعات تاریخی و جغرافیایی – مسافرت به قلعه الموت» نوشت.

    ستوده در سال ۱۳۱۷ مدرک لیسانس خود را در رشته‌ ادبیات فارسی گرفت. در همین دوره، در اداره‌ فرهنگ گیلان و دبیرستان شرف تهران تدریس می‌کرد. در سال ۱۳۲۹ از رساله‌ دکتری خود زیر نظر استاد بدیع‌الزمان فروزانفر با عنوان «قلاع اسماعیلیه در رشته‌کوه‌های البرز» دفاع کرد. در سال ۱۳۳۰ بنا به دعوت انجمن «فولبرایت» برای سفر مطالعاتی به آمریکا رفت. او در سال ۱۳۳۱ به عضویت جامعه‌ ملی جغرافیای آمریکا درآمد و در سال بعد به عضویت انجمن ایران‌شناسی به ریاست ابراهیم پورداود درآمد. ارتقا به درجه‌ استادیاری دانشگاه تهران و بعد دانشیاری و انتقال به دانشکده‌ ادبیات دانشگاه تهران و عضویت در گروه تاریخ و سرانجام ارتقا به درجه‌ی استادی در سال ۱۳۵۴ از جمله اتفاق‌های زندگی او بود.

    ۱۷ روز پای پیاده تا اردبیل

    ستوده اگر چه تدریس در دانشگاه تهران را از سال ۱۳۳۵ آغاز کرد، اما همواره وجه پژوهشی او برجسته بود. او از زمره دانشگاهیان یا پژوهشگران «پشت میزنشین» نبود. بخش‌های عمده‌ای از پژوهش‌های او مبتنی بر پژوهش‌های میدانی بود.  رنج سفر به نقاط مختلف ایران را تحمل می‌کرد تا حاصل پژوهش‌هایش مستند به مشاهدات و تائیدات شخصی‌اش باشد. در جوانی فاصله‌ تهران تا اردبیل را در مدت ۱۷ روز با پای پیاده طی کرده بود. او بسیاری از قله‌ها، کوه‌ها و دشت‌ها را زیر پا گذاشته و کتاب ۱۰ جلدی «از آستارا تا استرآباد» را از مجموع این تجربه‌ها نوشته است.  ستوده همچنین در خطه‌ شمال کشور پژوهش میدانی انجام داده و در مدت ۲۴ سال، تمام این منطقه را دیده و بناهای تاریخی آن را ثبت کرده بود.

     او در این زمینه گفته بود: «اساسا کار من «میدانی» بوده است، قدم با قلم باید همکاری کند. نشستن پشت میز در یک اتاق، کسی را جغرافی‌دان نمی‌کند. من و ایرج افشار تمام ایران را بخصوص مناطق مورد مطالعه‌ خود را ده به‌ ده و شهر به شهر رفتیم و دیدیم. این‌ها را تا نبینی احساس نمی‌کنی. من در اروپا هم حدود ۳۰هزار کیلومتر راه رفتم و چرخیدم. باید قدم را با نوشته‌هایی که می‌خواهیم جمع‌آوری کنیم، همراه کنیم. کسی فقط با خواندن کتاب، به جایی نمی‌رسد. این‌ها بدبختی است که افراد یک گوشه می‌نشینند و فقط کتاب می‌خوانند.»

    هرچه می‌رفتیم راه بود

      این جغرافیدان در کتاب «البرزکوه» نوشته است: «به جاده چالوس افتادیم، جاده‌ای چارواداری بود، هنوز به دستور رضاشاه ماشینی نشده بود و از اتومبیل در این راه خبری نبود به خلاف امروز که هر دقیقه سی ماشین در حال آمد و رفت است. از میدانک و سرخه‌در و گرمو گذشتیم و از حسنک‌در و ملک فالیز درآمدیم و از نسا که فقط یک کوره آهن‌پزی داشت گذشتیم و به شاه پل و وله رسیدیم و از وله راه را گرداندیم و به طرف کهنه‌ده و آزادبر رو آوردیم. در آزادبر شب را ماندیم و مهمان کدخدا اسدالله شدیم. این مرد خدا تمام شب را صرف ما کرد. چاک گیوه‌های پاره ما را دوخت، بند ساک‌های پاره‌شده ما را تعمیر کرد و حلقه آهنی به ته هریک از چوب‌دست‌های ما کوبید و ما را مرد راه کرد و سفارش کرد در گرآب به منزل ملا ایوب گرایی برویم. در شیب گردنه عسلک به کهنه قبرستانی برخوردیم که پایه‌های چهارطاق‌های آن برجا بود و دو سه سنگ قبر مورخ ۹۲۰ و ۹۳۱ و ۹۴۰ داشت، سرانجام بر گرآب رسیدیم. ساکنان گرآب بر بام‌ها برآمده بودند و فریاد می‌کردند «هوی اِرمنی–هوی اِرمنی». از پیرزنی که سر راه بود منزل ملا ایوب گرایی را جویا شدیم. پیرزن پیش افتاد و ما را به منزل ملا ایوب رساند. در را کوبید و ملا ایوب را خواست. ملایی سفیدپوش، عرقچین به سر که موی سر و ریش او سفید بود در را گشود و ما را به داخل دعوت کرد. خانه تمیز و آراسته، رختخواب‌ها در چادرشب پیچیده و به دیوار اطاق تکیه داده و کف اطاق از قالی مفروش بود. گفت‌وگوی مخلص با ملا ایوب شروع شد. ملا از نجوم اطلاعی داشت و سخن از عطارد و زهره و مشتری به میان آمد، اما از اورانوس و نپتون اطلاعی نداشت. شکل مدار زمین را به دور خورشید پرسید. کاغذ و قلمی خواستم و برای او ترسیم کردم. خلاصه شام آوردند و خوردیم و خوابیدیم. صبح برخاستیم و پس از ادای فریضه صبحانه خوردیم و به راه افتادیم و به دهکده گته ده رسیدیم. از آنجا به لمبران و جوستان رسیدیم. جوستان جوزستان بوده و درختان گردوی کهن فراوانی داشت. استراحتی کردیم و چای خوردیم. از جوستان به تکیه رسیدیم که امامزاده‌ای داشت و دو جفت درهای کنده‌کاری داشت که دیدنی بود. راه را ادامه دادیم و آرام آرام خود را به «شهرک» طالقان رساندیم. کولباره‌های سنگین نفس ما را قطع کرده بود. برای صرف چای به قهوه‌خانه ده رفتیم. در قهوه‌خانه به شکرالله چاروادار برخوردیم. سه قاطر او را به کرا گرفتیم، هر قاطر به یک تومان که ما را به گازرخان برساند. گردنه الورز در سر راه است و بالا رفتن از آن کار حضرت فیل، به چشمه عزیز و نگار که گوسفندسرا بود رسیدیم شب را در گوسفندسرا خوابیدیم و فردا پای در راه گردنه نهادیم. هرچه می‌رفتیم راه بود.»

    ستوده درباره گرایشش به ایران‌شناسی با توجه به اینکه ادبیات خوانده، عنوان کرده بود: «ادبیات و اشعار شاعرهای بزرگی را مانند نظامی خواندم و دیدم این‌ها خوب است، ولی نه در آن‌ها بر چیزی تسلطی پیدا می‌کردم و نه درجه‌ای می‌گرفتم. فرد باید خودش را بسنجد و بعد به سمت کاری برود. به همین دلیل، به‌دنبال کاری مثبت و مفید که انجام نشده بود، رفتم و آن را انجام دادم.»

    او همچنین درباره دوره دانشجویی خود گفته بود: «من چهار سال دانشجوی بدیع‌الزمان فروزانفر بودم و با او کار می‌کردم. روزهای اولی که ایشان آمده بود، گفت «این روزها کسانی که در ایران به‌دنبال ادبیات می‌روند، قدرت لازم را ندارند. استاد ما ۱۵۰هزار بیت شعر حفظ کرده بود، من که استاد شما هستم، اگر به ذهن خودم مراجعه کنم، بیش از ۱۰۰هزار بیت شعر حفظ نیستم. شما هم که اساتید آینده‌اید، بیش از چهار یا پنج‌هزار بیت شعر حفظ نخواهید بود و این یعنی به سرازیری می‌رویم و نشان می‌دهد که از گنجایش مغزمان استفاده نمی‌کنیم»

     منوچهر ستوده ۱۰۳ سال عمر کرد و راز عمر خود را در ۹۹ سالگی نخوردن غذای مشکوک عنوان کرده و گفته بود:  «هنوز کالباس، سوسیس، پیتزا و «غذاهای مشکوک» نخورده‌ام و از شهر تهران هم گریزان هستم.»

    این چهره فرهنگی تأکید داشت: «باید تمام دقایق و ساعات عمر خود را صرف کارهای مفید کنیم. وقت تلف نکنیم تا به جایی برسیم. این دقایق باید هم برای خود فرد و هم برای دیگران مفید باشد وگرنه فایده‌ای ندارد. عمر، سرمایه‌ای است که خداوند در اختیار ما قرار داده است و نباید این سرمایه را با عشرت و نوش بگذرانیم. کسی عمرش را با عشرت و نوش می‌گذراند و کسی دیگر آن را صرف نوشتن کتاب «احسن التقاسیم» می‌کند که کتابی ارزشمند و قابل تحسین است.»

    فهرست کتاب‌های منوچهر ستوده بیش از ۵۰ جلد است و کتاب‌ها و مقالات او نشانه‌ دلبستگی ژرف و عمیقش به تاریخ و پیشینه‌ فرهنگ ایرانی است.

     انتهای پیام

  • مقبرهٔ باباقاسم اصفهانی با معماری ایلخانی

    باراناخبر/اصفهان علاوه‌ بر تخت‌فولاد، جای‌جای اصفهان، مقبره‌ها و آرامگاه‌های تاریخی علما و عرفا وجود دارند. یکی از این مقبره‌ها، محل تدفین «باباقاسم اصفهانی» است که در محله‌ سبزه میدان و در جوار میدان عتیق قرار دارد. این مقبره با معماری ایلخانی و کاشی‌های معرقش، یکی از زیباترین آرامگاه‌هاست.

    مهدی فقیهی، راهنمای گردشگری، دراین‌باره اظهار کرد: در حمله ایلخانان به اصفهان، عوامل آنان دستور داشتند که علما را محترم بشمارند و مقبرهٔ بابا قاسم نیز در آن دوران، مورد اکرام قرار گرفت، اما با این وجود برخی از علمای وقت، چون «کمال اسماعیل» در این هجوم کشته و شهید شدند.

    او با بیان اینکه در گذشته علما به بابا یا عمو معروف می‌شدند و مورد احترام بودند، اضافه کرد: برای برخی از این علما، مقبره‌هایی توسط دولت‌ها و یا تحت نظر آنان ساخته می‌شد. برای علمایی که در قید حیات بودند نیز ارشاد یا بیت‌الارشاد می‌ساختند.

    این راهنمای گردشگری با اشاره به اینکه در محله‌های اطراف میدان عتیق، مقابر متعددی وجود دارند که ابتدای نام آنان با «بابا» شروع می‌شود، افزود: باید توجه داشته باشید که این بناها که برای علما ساخته می‌شد، بسیار وسیع‌تر از این چیزی بوده است که امروزه مشاهده می‌کنید. به مرور مقبره‌ها کوچک‌تر شده و تزئینات آن مخدوش یا تخریب شدند. مقبره بابا قاسم نیز از این قائله مستثنی نبوده است.

    فقیهی ادامه داد: طاقِ بازاچه مانندی از روبه‌روی مقبره آغاز و به پشت مقبره که مدرسه‌ محل تدریس بوده، منتهی می‌شده است. این مدرسه ۷۲۵ هجری قمری (در دوره سلطان ابوسعید) با نام مدرسه امامیه احداث شده است‌. دو سند تاریخی و کتیبه سنگی بر دیواره بیرونی مقبره وجود داشته و هم‌اکنون جای آنها خالی است.

    او خاطرنشان کرد: این کتیبه‌ها متعلق به دو نفر است که الحاقاتی را بر این بنا اضافه کردند. اولی، کسی با نام «علی‌بن عِوَض» است که الحاقاتی را بعد از قرن هشتم هجری انجام داده و نفر دوم، «آقاهادی پاشنه‌ساز» است که کفاش بوده و عواید شترش را وقف این مقبره کرده بوده است.

    این راهنمای گردشگری با بیان اینکه در دوران صفوی حساسیت بر روی مذهب زیاد بود و به همین خاطر در همهٔ بناهای باقی مانده از دوره‌های قبل، آثار و نمادهای سایر مذاهب، گچ‌کاری، مخدوش و پاک شده است، افزود: مقبرهٔ باباقاسم نیز به این پاکسازی‌ها دچار و اسامی خلفای راشدین از روی کاشی‌های چهار ضلعی که نشانۀ مذهب اهل سنت است، مخدوش شده است. البته هنوز نام الله، محمد و علی در قلب این ستاره‌ها به چشم می‌خورد.

    مقبرهٔ باباقاسم اصفهانی با معماری ایلخانی

    فقیهی ادامه داد: پشت پنجره مشبکی که بر بدنۀ دیوار وجود دارد، سنگ مزار پهلوان شهیدی است که گفته شده با پهلوانی از محله گلبهار درگیر و کشته می‌شود.

    او با بیان اینکه در معماری دوره ایلخانان مغول، از طیف رنگی آجرها برای تزئینات استفاده می‌کردند، گفت: آجرها با توجه به فاصله‌ای که با کانون آتش دارند، رنگ‌های متفاوتی پیدا می‌کنند. از دوران سلجوقی تعمداً آجرها را با مقداری فاصله‌ از یکدیگر نصب می‌کردند و بر روی گچ میان آجرها به‌عنوان تزئینات، کلماتی را می‌نوشتند. این فاصله‌ها اکنون بر سردر ورودی مقبرهٔ باباقاسم دیده می‌شود.

    این راهنمای گردشگری، درخصوص آثار سوختگی که بر درب مقبره باباقاسم به چشم می‌خورد، تصریح کرد: درب این مقبره چندین بار در گذشته به علت سوختگی تغییر کرده و علت آتش‌سوزی نیز این است که برخی از مردم گمان می‌کردند علائم به کار رفته در تزئینات بنا، گویای این است که بابا قاسم پیرو مذهب اهل سنت بوده است.

    فقیهی با اشاره به عنوان «قطب ربانی صمدانی محمد باباقاسم اصفهانی» بر کتیبه بزرگ ورودی مقبره که کاشی‌کاری شده است، اظهار کرد: این کتیبه به ما می‌گوید که در حقیقت نام اصلی باباقاسم، محمد بوده است. یکی از شاگردان او در سال ۷۴۱ هجری قمری به نام «سلیمان ابن حسن طالوت دامغانی»، این بنا را برای استادش می‌سازد.

    او اظهار کرد: با وجودی که صفویه بر مذهب، توجه و حساسیت نشان می‌داد اما افراد خیری بودند که یا قبول نداشتند که باباقاسم پیرو اهل سنت بوده و یا به مذهب او بی‌توجه بودند. به همین دلیل بعدها کتیبه‌ای با عنوان «توفیق یافت عزت آثار آقا زمان بن آقا جمال میوه فروش تعمیر کرد گنبد عالم متعالی سبحانی بابا قاسم اصفهانی فی شهر رجب‌المرجب سال ۱۰۴۴» اضافه شد و نشان می‌دهد که شخصی به نام آقا زمان که فرزند آقا جمال میوه‌فروش است نیز برای این مقبره در دوره شاه صفی صفوی هزینه کرده است.

    این راهنمای گردشگری، با اشاره به اینکه داخل ستاره‌های چهار ضلعی زیر سقف، اسم «الله» و «محمد» و سایر اسماءالله نیز نوشته شده است، افزود: ساخت گنبدهای چند ضلعی در دوران مغول رواج داشت و گنبدها یا به صورت مخروطی شکل و یا به شکل هرمی ساخته می‌شدند.

    مقبرهٔ باباقاسم اصفهانی با معماری ایلخانی

    فقیهی درخصوص گنبد بنا خاطرنشان کرد: گوی‌هایی که بر روی این گنبد نصب شده‌اند، «کُلاله» نام دارند. اهل سنت به نشانه مذهب‌شان، از هلال ماه و شیعیان نیز از نماد یک دست با جنس برنج استفاده می‌کنند. استفاده از این گوی‌ها نیز پس از دوره مغول نصب شده و نشانه این است که عالم مدفون زیر گنبد، به شیعیان نیز تعلق دارد.

    او با ورود به داخل مقبره بیان کرد: دورتادور مقبره با مقرنس‌های آجری تزئین شده و کتیبه‌ی کاشی‌کاری شده‌ای از آیه اول تا پنجم سوره اسراء نیز در کنار آن به چشم می‌خورد. نوشتن این آیات در مقابر رایج بوده است. صندوق قبر در مرکز مقبره قرار دارد. محرابی نیز در این محل وجود دارد که بخش‌هایی از تزئیناتش به همراه یک کتیبۀ نقطه‌چین الله باقی مانده‌ است.

    این راهنمای گردشگری با اشاره به اتاقک کناری مقبره، تصریح کرد: این اتاقک، به محیط وسیعتری متصل می‌شده که امروزه در دسترس نیست. حفره‌های داخل دیوارهای این اتاقک برای جای شمع استفاده می‌شده است. این مکان پس از رحلت باباقاسم به‌عنوان چله‌خانه توسط عرفا و علما مورد بهره‌برداری قرار می‌گرفت. استفاده از این مکان‌ها به‌عنوان خانقاه و چله‌خانه بعدها در مقبره به کار رفتند و از ابتدا مقبره چنین کارکردی نداشته است. برای درک وسعت این مقبره‌، می‌توان گفت که به اندازه مقبره شیخ صفی‌الدین اردبیلی، بزرگ بوده است.

    انتهای پیام

دکمه بازگشت به بالا