• متحدان هیتلر، متحدان نتانیاهو – باراناخبر

    در جنگ دوم جهانی قدرت‌های بزرگ در قالب «نیروهای محور» متشکل از آلمان،اتریش،ژاپن و ایتالیا و «نیروهای متفقین» در مقابل هم قرار گرفتند و در جنگ، تقریبا اکثر کشورهای جهان،قربانی دادند. بعد از خاتمه جنگ،متحدان هیتلر و آلمان نازی به دلیل جنایات خود،مورد سرزنش جامعه جهانی قرار گرفته و از آن ها به عنوان شرکای نسل کشی هیتلر یاد شد. دادگاه نورنبرگ (Nurnberg Tribunal) و دادگاه توکیو Tokyo Trial)) برای بررسی جنایات جنگی تشکیل گردید و غیر از عوامل آلمان نازی، ۲۸ متهم ژاپنی در دادگاه توکیو از جمله چهار نخست‌وزیر، چهار وزیر امور خارجه، پنج وزیر جنگ و شماری افراد دیگر محاکمه شدند.

    امروز نتانیاهو و اسرائیل، جایگزین هیتلر و آلمان نازی شده اند. حدود شش ماه است که با انواع جنایت علیه غیرنظامیان و نسل کشی در غزه،صرفنظر از تعداد مفقودین،قریب به چهل هزار غیرنظامی،به شهادت رسیده اند.همانگونه که در جنگ دوم جهانی برخی از کشورها همچون ژاپن،اتریش و در مقطعی ایتالیا حامی و شریک جنایت هیتلر بودند امروز نیز تعدادی از کشورها از جمله آمریکا،انگلیس،فرانسه،آلمان و کانادا شریک جنایات اسرائیل بوده و این لکه ننگ بزودی از دامن آن ها پاک نخواهد شد.در این میان متاسفانه تعدادی از کشورهای مسلمان و عرب نیز مستقیم یا غیرمستقیم،با تداوم همکاری های اقتصادی و بخصوص فروش نفت، حامی رژیم اشغالگر قدس بوده و دستشان با خون مردم فلسطین آلوده است. این کشورها چنانچه شریان های اقتصادی رژیم صهیونیستی را قطع کرده و روابط خود با این رژیم را حداقل تا برقراری آتش بس دائمی و تامین شرایط حماس به حالت تعلیق درآورند،اسرائیل شکست سنگینی را متحمل خواهد شد.

    امروز از ۱۲.۷ میلیارد دلار صادرات قاره آمریکای شمالی به رژیم صهیونیستی، ۱۱.۷ میلیارد دلار سهم کشور آمریکاست. صادرات ارزاق و نفت اسرائیل از این منطقه نیز عمدتا توسط کشورهای برزیل و آرژانتین صورت می گیرد. مجموع صادرات کشورهای آمریکای جنوبی به سرزمین های اشغالی حدود ۱.۴ میلیارد دلار است و شامل محصولات کشاورزی-غذایی، نفت و ذغال سنگ‌ بوده و نقش برزیل در تامین نفت اشغال‌گران قابل توجه است. گابن و آفریقای جنوبی از منابع اصلی دیگر تامین نفت رژیم صهیونیستی محسوب می‌شوند. اروپا هم حدود ۴۰% کالاهای وارداتیِ رژیم اشغال‌گر را تأمین می‌کند که عمدتا شامل محصولات کشاورزی، مواد شیمایی، ماشین آلات و وسایل حمل و نقل است.

    ۴۰ درصد از سبد انرژی مصرفی در اسرائیل به نفت وابسته است و در میان کشورهای عضو سازمان همکاری اسلامی، رژیم صهیونیستی ۲۵ درصد از نیاز خود به نفت را از قزاقستان و از طریق بارگیری در دریای سرخ و دریای سیاه تامین می‌کند. ران ایشای، سفیر سابق اسرائیل در قزاقستان ارزش نفت صادر شده از این کشور به سرزمین‌های اشغالی را دو سال پیش سالانه ۱.۴ میلیارد دلار اعلام کرده بود. جمهوری آذربایجان نیز از مسیر خط لوله باکو- تفلیس- جیهان ، ٤٣% نفت اشغال‌گران صهیونیست را با مشارکت ترکیه تامین می کند. در مجموع دو کشور آذربایجان و قزاقستان ۲۲۰ هزار بشکه نفت در روز به اسرائیل صادر می‌کنند که تقریباً ۶۰ درصد از کل صادرات نفت به رژیم صهیونیستی را شامل می‌شود. اسرائیل همچنین کالاهای دیگری شامل گندم، مواد معدنی، پنبه و پلاستیک از قزاقستان وارد می‌کند که ارزش آن بالای ۳۶۰ میلیون دلار بوده است؛ صادرات رژیم صهیونیستی به قزاقستان نیز در سال ۲۰۲۱ ارزشی در حدود ۳۲.۵ میلیون دلار داشته که شامل صادرات محصولات نظامی هم می‌شود.

    بر اساس داده‌های مجمع صادرکنندگان ترکیه، میزان صادرات ترکیه به سرزمین‌های اشغالی در سال ۲۰۲۲ ‌به ۶.۴ میلیارد دلار رسیده که یک رکورد تاریخی بوده است، اما سهم اسرائیل در کل صادرات ترکیه طی این مدت ۲.۶ درصد اعلام شده است.صنایع ترکیه در صادرات به سرزمین‌های اشغالی بیتشرین سهم را به خود اختصاص داده وصادرات فولاد و محصولات فولادی ترکیه با یک میلیارد و ۴۱۱ میلیون دلار به اسرائیل بیشترین حجم را داشته است.حجم صادرات امارات به رژیم صهیونیستی در سال ۲۰۲۲ حدود ۱.۸ میلیارد و در همین سال ارزش صادرات اسرائیل به امارات به نزدیک به ۶۷۰ میلیون دلار رسید. صادرات مصر به سرزمین‌های اشغالی در سال ۲۰۲۲ بالغ بر ۱۱۵ میلیون دلار بود و حجم مبادلات تجاری بین دو طرف نیز به ۳۰۰ میلیون دلار رسیده است. ارزش صادرات اردن به رژیم صهیونیستی در سال ۲۰۲۱ با افزایش ۸۶.۲ درصدی به ۴/۳۹۱ میلیون دلار رسیده و بحرین سالانه ۳.۵ میلیون دلار به اسرائیل صادرات دارد که حجم مبادلات تجاری بین دو طرف در سال ۲۰۲۱ ، ۲۰ میلیون دلار بوده است. مبادلات تجاری بین پادشاهی مغرب و اسرائیل در سال ۲۰۲۲ شاهد جهش قابل توجهی و سالانه ۵۰۰ میلیون دلار تخمین زده شد.

    حامیان امروز اسرائیل همانند متحدان دیروز هیتلر عمل می کنند و جهان همانگونه که دیروز درمورد متحدان آلمان نازی قضاوت می کرد،فردا نیز درباره متحدان رژیم صهیونیستی قضاوت خواهد کرد.اگر نظام عادلانه ای بر جهان حاکم شود،سران کشورهای حامی اسراییل در دادگاه های مشابه نورنبرگ و توکیو محاکمه خواهند شد.امروز به حامیان سنتی اسرائیل در غرب امیدی نیست اما انتظار است کشورهای مسلمان از شراکت در جنایات اسرائیل خودداری کرده و خود را در معرض سرزنش آیندگان قرار ندهند،نقش سازمان همکاری اسلامی در این فرایند بسیار تأثیرگذار خواهد بود.

  • چرا یک وصال عاشقانه به جدایی تلخ می‌انجامد؟

    همه ما خواهان زندگی زناشویی و عاطفی خوب هستیم؛ اما چرا به یکباره همه چیز خراب می‌شود و بحث‌ها آن‌قدر بالا می‌گیرد که رسانه‌ای می‌شود؟

    به گزارش باراناخبر، به نقل از ایرنا، شروع زندگی عاشقانه یکی از بهترین حس‌های دنیاست اما هنگامی که عشق محو شود مسائل مهمی مانند سوءتفاهم‌ها، مشاجره‌ها، سرزنش و ازهم‌گسیختگی به دلیل تفاوت‌ها می‌توانند در رابطه شکاف ایجاد کنند؛ اما چه اتفاقی باعث می‌شود زندگی که با عشق شروع می‌کنیم به‌یک‌باره به اختلاف و تنش تبدیل شده و بحث‌ها آن‌قدر بالا می‌گیرد که رسانه‌ای می‌شود؟!

    چرا یک وصال عاشقانه به جدایی تلخ می‌انجامد؟

    راحیل شمسایی، روان‌شناس بالینی و زوج درمانگر دلیل اصلی بروز این اختلافات را عدم مهارت رابطه می‌داند و در ادامه به ارائه توضیحاتی در این باره می‌پردازد.

    استمرار رابطه مهارت می‌خواهد

    همه‌ ما انسان‌ها خواهان یک زندگی سالم و خوب هستیم و هیچ‌کس نمی‌گویید من می‌خواهم ازدواج کنم که زندگی‌ام را خراب کنم؛ اما چه عواملی باعث می‌شود که آن شور و نشاطی که زوجین اوایل ازدواج دارند به‌مرورزمان از بین می‌رود و تبدیل به نفرت می‌شود. شمسایی در این باره می‌گوید: «اوایل ازدواج ترشح هورمون‌های عشق بسیار شدت بالایی دارد و بعد از یک مدتی هورمون‌ها فروکش می‌کند و ما به روزمرگی می‌رسیم؛ این امر طبیعی است؛ اما عاملی که باعث می‌شود ما نتوانیم یک ازدواجی که با عشق شروع کردیم را به سرانجام برسانیم، عدم مهارت‌های رابطه است.»

    او تأکید می‌کند: «زوجینی حالت‌های عاشقانشان بیشتر استمرار پیدا می‌کند که بتوانند قلق همدیگر را به دست آورند و مهارت‌های رابطه را بلد باشند.»

    سواد رابطه را یاد بگیریم

    شمسایی با اشاره به اهمیت سواد رابطه می‌گوید: «سواد رابطه یعنی من بدانم چگونه و در چه شرایطی  با همسر خود ارتباط برقرار کنم.»

    او رابطه را تشکیل شده از سه ضلع می‌داند و توضیح می‌دهد: «رابطه از یک زن و شوهر و فعل و انفعالاتی که بینشان است، تشکیل می‌شود. در سواد رابطه ما باید نوع تعاملات با یکدیگر را یاد بگیریم؛ اینکه چگونه حرف و پیاممان را به‌طرف مقابلمان منتقل کنیم.»

    این زوج درمانگر تأکید می‌کند: «مهم‌ترین نکته‌ در رابطه، سواد گفتگوکردن است. ما باید یاد بگیریم چطور با همدیگر گفتگو کنیم. متأسفانه آمارها نشان می‌دهد که گفتگوکردن بین زوجین بسیار پایین آمده است.»

    او ادامه می‌دهد: «ما وقتی از اکثر زوجین سؤال می‌کنیم روزی چند دقیقه حرف‌های غیر روزمرگی و چقدر حرف راجع به خودتان می‌زنید، اغلب کمتر از ده دقیقه با یکدیگر گفتگو می‌کنند و این زنگ خطر است.»

    این روان‌شناس توصیه می‌کند: «حداقل روزی یک ربع تا نیم ساعت با همدیگر گفتگو کنید و وقت مفید برای همدیگر بگذارید.»

    به‌خاطر ترس از دعوا گفتگوکردن را ترک نکنید

    شمسایی با بیان اینکه درک‌کردن زوجین توسط یکدیگر با گفتگوکردن به دست می‌آید، می‌گوید: «بعضی از زوجین فکر می‌کنند پس از ازدواج، طرف مقابل کاملاً باید ویژگی‌های آنها  را درک کرده و پیشگویی کند. برخی انتقاد می‌کنند که همسرم چرا نفهمید که مثلاً من چای پررنگ می‌خواهم، چرا متوجه نشد که من چه خواسته‌ای دارم، خودش باید می‌فهمید. درحالی‌که این‌گونه نیست؛ درک‌شدن و درک‌کردن با گفتگو به دست می‌آید.»

    او افزود: «گاهی زوجین به دلیل ترس از دعوا از گفتگوکردن خودداری می‌کنند؛ درحالی‌که ما باید بپذیریم که مشاجره، دعوا و اختلاف‌نظر جزئی از ارتباطمان است. امکان ندارد شما با یک نفر در ارتباط باشید و به اختلاف‌نظر نخورید. اتفاقاً ما با افرادی که بیشتر در ارتباط هستیم بیشتر اختلاف‌نظر داریم. من همیشه در مشاوره‌ها و حتی  به بچه‌های خودم می‌گویم اینکه ما باهم به اختلاف خوردیم به‌خاطر این است که ما با هم حرف می‌زنیم؛ لذا  نباید از ترس دعواکردن صحبت نکنیم.»

    او مدیریت دعوا و مدیریت گفتگو را راهکاری برای گفتگوی سالم دانست و افزود: «خیلی مواقع دعواکردن و اختلاف‌نظرها به معنای اهمیت رابطه است. در واقع، نظر تو برای من مهم است که در من اثرگذاشته است؛ بنابراین از ترس دعواکردن نباید گفتگوکردن را کنار بگذاریم. ما باید گفتگوکردن را یاد بگیریم. گفتگوهای ما باید  گفتگوی امنی باشد. از نصیحت‌کردن، بازجویی‌کردن، بازخواست‌کردن، جواب پس‌دادن، تیکه انداختن و مسخره‌کردن باید جلوگیری کنیم.»

    نیازهای خود و طرف مقابلتان را بشناسید

    شمسایی خودشناسی و دیگرشناسی را از نکات حائز اهمیت در سواد رابطه می‌داند و می‌گوید: «ما باید نیازهای خودمان و طرف مقابلمان را بشناسیم. اینکه چه مواقعی ناراحت می‌شویم، چه مواقعی خوشحال می‌شویم، نقطه‌ضعف‌ها و نقاط قوت‌هایمان چیست و…. .»

    او ادامه داد: «خیلی مسائل دیگر مثل  مدیریت قهرکردن، مدیریت پرخاشگری، نحوه دعواکردن جلوی بچه‌ها و از دل همدیگر درآوردن جلوی فرزندان در سواد رابطه قابل‌اهمیت است و  همه‌ این‌ها باعث می‌شود یک رابطه زیربنای خوبی داشته و طولانی‌مدت باشد.»

    اختلافاتتان را رسانه‌ای نکنید

    متأسفانه برخی از زوجین با بروز کوچک‌ترین مشکلی با یکدیگر، سریعاً اختلافاتشان را رسانه‌ای کرده و با دل‌نوشته‌های غمگین و گاهی با طعنه و کنایه به همسرشان، اختلافاتشان را در فضای مجازی با دیگران به اشتراک می‌گذارند؛ شمسایی درمیان‌گذاشتن اختلافات زناشویی با دیگران را اشتباه‌ترین کار ممکن می‌داند و می‌گوید: «به‌هیچ‌عنوان نباید دعواهایمان را بیرون از خانه ببریم. من اگر مشکلی با همسرم دارم باید اختلافاتم را با او حل کنم و اگر نشد با مشاور. قطعاً با گفتن دعواهایمان به دوستانمان مثل پدر، مادر، خواهر و برادر باعث ناراحتی آنها می‌شویم و  اگر به کسی بگوییم که دشمنمان باشد باعث  خوشحالی آنها می‌شویم. مهم‌ترین چیز این است که ما سواد پایان‌دادن و مدیریت اختلافات را یاد بگیریم.»

    این روانشناس با بیان اینکه مراجعه به روانشناس راهکار عقلانی برای رفع اختلافات خانوادگی است، می‌گوید: «در زمان‌های قدیم ما ریش‌سفیدی داشتیم که خیلی احساساتش را در نظر نمی‌گرفت و  بدون قضاوت نظر می‌داد؛ اما امروزه مشاور حکم آن ریش‌سفیدی را دارد که می‌تواند مسائل و مشکلات شما را حل کند. اینها را باید مدنظر داشته باشیم و بدانیم که هر چقدر ما دعواهایمان را به بیرون از خانه گسترش دهیم دودش در چشم خود ما می‌رود.»

    او ادامه می‌دهد: «جنگ رابطه‌ زناشویی جنگ دو سر باخت است؛ من اگر همسرم را نزد دیگران خراب کنم رابطه‌ خودم خراب‌شده است. رابطه زناشویی رابطه الاکلنگی نیست که من بالا بروم و همسرم پایین بیایید؛ بلکه رابطه مثل هواپیمایی است که با هم در حال پروازیم و من نمی‌توانم طرف مقابلم را  خراب کنم.»

    شمسایی می‌گوید انتقال دعواهای زناشویی به دیگران پیامدهای زیادی دارد: «از قدیم گفته‌اند زن و شوهر دعوا کنند ابلهان باور کنند؛ این دعواها در ذهن آدم‌ها می‌ماند. شما فردا روزی فرزندتان می‌خواهد ازدواج کند و وقتی این دعواها را رسانه‌ای می‌کنید همه‌ آن آدم‌ها یادشان خواهد ماند و  این بچه در جامعه نمی‌تواند سرش را بالا بگیرد. باید حرمت همدیگر را حفظ کنیم و با وجود تمام اختلافاتی که داریم همدیگر را از همه لحاظ بالا ببریم.»

    تفاوت‌هایتان را درک کنید

    به گفته شمسایی، زنان و مردان نیازهای متفاوتی دارند که ما باید آن نیازها را بشناسیم. برخی از ناراحتی‌ها در زوجین به‌خاطر این که افراد نیازهای خود و طرف مقابلشان را نمی‌دانند، ایجاد می‌شود.

    او می گوید:« بر اساس نظر ویلیام گلاسر ما  پنج نوع نیاز اساسی داریم؛ نیاز به تفریح، نیاز به قدرت، نیاز به عشق، نیاز به توجه و نیاز به آزادی اما در زندگی زناشویی ما پنج نیاز متفاوت برای خانم‌ها و پنج نیاز متفاوت راجع به آقایان داریم. اولین نیاز آقایان در رابطه زناشویی، نیاز به رابطه جنسی و برعکس اولین نیاز خانم‌ها نیاز به توجه است.»

    این رواشناس ادامه می‌دهد:« خانم‌ها نیاز به گفتگو، معاشرت و حرف‌زدن دارند اما آقایان نیاز به‌تنهایی و خلوت دارند و همین تفاوت‌ها باعث سوءتفاهم بین زوجین می‌شود؛ اگر زوجین  متوجه این اختلافات شوند مطمئناً کمتر دچار اختلاف و سوءتفاهم می‌شوند.»

    انتهای پیام

  • امیدواریم بدشانسی های تیم نساجی پایان یابد – خبرگزاری آنلاین | اخبار ایران و جهان

    به گزارش خبرنگار آنلاین، مصطفی صداقت در نشست خبری پیش از بازی با تراکتورسازی تبریز با احترام به نام نادر دست نشان از وی به عنوان نماد و اسطوره فوتبال مازندران و قائمشهر یاد کرد و افزود: جای بهترین روزهای سخت تیم نساجی خالی است.

    وی درباره بازی با تیم تراکتورسازی تبریز گفت: این دو تیم هویت مناطق جغرافیایی خودشان هستند و ما با تیم تراکتور خاطرات خوبی داریم.

    وی با اظهار اینکه به عنوان کادر فنی تیم نساجی موظف هستیم که بازی با کیفیتی با ارائه دهیم، ادامه داد: امیدوارم بازی فردا خوب و با کیفیت باشد و اتفاقات به نفع تیم نساجی رقم خورد.

    مربی تیم نساجی مازندران با بیان اینکه بعد از حضور ساکت الهامی حس خوبی بین هواداران و تیم ایجاد شده است، یادآور شد: اگر اینگونه باشد ما به هدف خود رسیده‌ایم و از هواداران دعوت می‌کنیم که برای بازی فردا نیز به ورزشگاه بیایند و از این تیم حمایت کنند.

    صداقت به عنوان اینکه هواداران انرژی مضاعفی به تیم می‌دهند به ما کمک می‌کنند، افزود: با توجه به نفراتی که داریم بر نامه‌ریزی برای خلق موقعیت در بازی انجام می‌شود و امیدواریم روز بدشانسی بودن ما و ستاره بودن گلر تیم حریف و هر چیز دیگر پایان رسد.

    وی گفت: مهم این است که تمام ارکان و اجزای تیم نساجی با تمام توان و تلاش برای ارتقای کیفیت تلاش کنند و به هواداران قول می‌دهیم که هیچ کمی و کاستی نگذاریم و انشالله که بدشانسی‌های پایان رسد.

    بازی دو تیم نساجی و تراکتورسازی روز جمعه در ورزشگاه شهید وطنی برگزار می‌شود.

  • «پایان باز» نباید به یک مُد مخرب تبدیل شود

    آرمان ملی ، بیتا ناصر: پایان‌بندی یکی از بخش‌های مهم داستان است و غالبا نویسنده سعی دارد تا با قراردادن تکه‌های داستانی در کنار یکدیگر، اوج روایت را در پایان‌بندی اثرش داشته باشد. در وهله‌ نخست، نظرتان درباره پایان‌بندی یک اثر داستانی چیست و چقدر برای خودتان مساله بوده است؟

    پایان‌بندی، مهم‌ترین بخش داستان است. من خودم به شخصه در داستان‌هایم اگر با نقدی مواجه شده‌ام، بیشتر درباره پایان داستان بوده؛ – چرا زود تمام شده؟ چرا معلوم نشد چه بر سر قهرمان آمده است؟ و… همه این‌ها نشان‌دهنده آن است که ممکن است شما داستانتان را درخشان و پر شور شروع نکنید، اما باید پایانی قانع‌کننده برای مخاطب داشته باشید؛ حالا یا پایانِ باز یا پایان بسته کلاسیک. ما امروز در دنیایی زندگی می‌کنیم که نظریه جهان‌های موازی در فیزیک مطرح شده و فیلم‌ها و داستان‌هایی با پایان‌های چندگانه و متفاوت ساخته و نوشته می‌شود. طبیعتا همه این‌ها نشان‌دهنده این است که پایان‌بندی، بخش بزرگی از یک اثر هنری‌ است که می‌تواند سرنوشت یک اثر نزد مخاطب را دگرگون کند. گاه اثری با پایان باز، چنان در ذهن مخاطب می‌ماند که با هیچ پایان کلاسیکی نمی‌توان آن اثر را در ذهن مخاطب جاودانه کرد.

    مقصودتان از پایان‌بندی کلاسیک چیست و چه عناصری را دربر دارد؟

    در داستان‌نویسی به شیوه کلاسیک و خطی، معمولا مخاطب باید پاسخ تمام ابهام‌ها، گره‌آفرینی‌ها و مسائل مبه‌هم را دریابد؛ بنابراین نویسنده در این سبک داستان‌پردازی، می‌کوشد تا پاسخ تمام سوال‌ها را در چارچوب منطقی داستان و سبک و سیاق مورد نظرش بدهد. مثلا شما در «صد سال تنهایی» مارکز، اگرچه با فضایی فراواقعی طرف هستید و سبک مارکز رئالیسم جادویی‌ است، اما در نهایت همه عناصر داستان به پایان می‌رسند و زمان و مکان و نام‌ها و نشانه‌ها همه در طوفان در پیچیده و از روی زمین محو می‌شوند

    پایان‌بندی باز و انتخاب آن در داستان، در چه شرایطی قابل قبول به نظر می‌آید و چه ملاحظاتی را می‌طلبد؟

    یک سوءتفاهم در مورد پایان باز هست که باید در اینجا به آن اشاره کنم. گاهی خالق اثر هنری در خلق چارچوب داستان و به انجام رسانیدن آن ناتوان است؛ یعنی عناصر داستان به یک دوراهی یا سه‌راهی مشخص نمی‌رسند که با پایان باز تصمیم را به عهده مخاطب بگذاریم. این نقص و ناتوانی خالق است که با مقوله پایان باز، نویسنده یا خالق اثر داستانی سعی دارد پشت آن مخفی شود. اما در مواقعی داستان آنقدر چارچوب محکمی دارد که وقتی مخاطب را برای انتخاب پایانی مخیر می‌کند، هر نوع تخیلی از جانب مخاطب بر غنای داستان اصلی می‌افزاید. جایی خوانده‌ام که مایکل کورتیز؛ کارگردان فیلم «کازابلانکا» در سکانس پایانی این فیلم؛ حتی به تصمیم نرسیده بود که داستان چگونه پایان یابد؛ … آیا باید ایلسا با ویکتور لازلو سوار هواپیما می‌شد؟ آیا باید با ریک می‌ماند و لازلو تنها به جهان آزاد می‌گریخت‌؟ آیا باید هر سه با هم فرار می‌کردند؟… خب می‌بینیم که هر کدام از این سه پایان برای ما قابل قبول و در چارچوب منطق داستان است. این از غنا و بی‌نقص بودن داستان و فیلمنامه است که در صورت داشتن پایان باز، ما را در حس خوشایندی از تخیل و مطلوبیت ذهنی غرق می‌کند. اما اگر داستان الکن و ناقص بود، پایان باز هیچ دردی از آن دوا نمی‌کرد.

    آیا منطقی است که دریافت معنای داستان به این شکل، صرفا برعهده مخاطب باشد؟

    منطق را نویسنده یا خالق تعیین می‌کند. اگر شما به عنوان خالق اثر منطقی را در داستان پی افکنید که در چارچوب آن مخیر شدن مخاطب بین انتخاب چند پایان، منطقی به نظر برسد، به نظر من می‌تواند ترفند خوبی برای ادامه پیدا کردن اثر در ذهن مخاطب باشد.

    به نظر شما سهم منطقی نویسنده در پایان‌بندی یک اثر و تعیین تکلیف کردن برای مخاطب چقدر است؟

    این موضوع چیزی نیست که قابل اندازه‌گیری باشد. خالق اثر و مخاطب باید در یک چارچوب معنایی به توافق برسند. طبیعتا هنگام خلق اثر، نویسنده با توجه به شناخت یا انتظاراتی که از مخاطب اثرش دارد، کار را به پایان می‌رساند. یک خالق فیلم یا داستان عامه‌پسند، طبیعتا توقع خاصی از مخاطبش دارد و قطعا با یک پایان کلاسیک و عامه‌پسند، کار را می‌بندد. اما خالق آثار خاص‌پسند، تعریف دیگری از مخاطبش دارد و ممکن است با توجه به سطح سواد بصری یا داستانی مخاطب خاصش، پایان باز در نظر بگیرد.

    اساسا انتخاب پایان باز چه ملزوماتی را در نویسنده طلب می‌کند؟

    به نظر من لازمه آن داشتن قوت در داستان‌پردازی کلاسیک است. اگر شما نتوانید یک داستان کلاسیک و خطی با پایان‌بندی موفق و مشخص بنویسید؛ قطعا صلاحیت لازم برای نوشتن مثلا داستانی غیرخطی با پایان باز را ندارید. مثل این خواهد بود که از یک نقاش آبستره بخواهی یک چهره معمولی سیاه قلم بکشد و او یک «چشم چشم دو ابروی» کودکانه تحویلت بدهد!

    به نظر شما نویسنده‌هایی که امروزه سراغ پایان باز می‌روند، تا چه اندازه موفق بوده‌اند؟

    راستش را بخواهید من خودم را در مسند قضاوت در مورد سایر دوستان نویسنده‌ام نمی‌بینم فقط امیدوارم مقوله پایان باز مثل نوشتن داستان‌های مینیمال یا پست‌مدرن، تبدیل به یک مد مخرب در فضای داستان ایرانی نشود…

  • سه افشاگری – باراناخبر

    غرب آسیا همچنان کانون اصلی تحولات جهانی را به خود اختصاص داده است بویژه آنکه در روزهای اخیر پاسخ قانونی و مشروع جمهوری اسلامی ایران به تجاوز و جیایت رژیم صهیونیستی در هدف قرار دادن کنسولگری ایران در سوریه، ابعاد جدیدی از معادلات جهانی را آشکار ساخت.

    به گزارش باراناخبر، قاسم غفوری در یادداشتی در سیاست روز نوشت:  در کنار آنچه در حوزه میدانی طی عملیات وعده صادق یا همان عملیات موشکی و پهپادی بی نظیر ایران رقم زده شده، تحولات دو هفته اخیر یعنی از زمان تجاوز رژیم صهیونیستی علیه کنسولگری ایران، تا به امروز بیانگر افشاگری‌هایی است که ابعاد دیگری از ماهیت درونی و ادعاهای غرب در حوزه حقوق بشر و صلح جهانی را آشکار می سازد.

    نخست آنکه پس از حمله رژیم صهیونیستی علیه کنسولگری ایران در سوریه و شهادت چند مستشار ایرانی، کشورهای غربی از آمریکا گرفته تا فرانسه، آلمان، انگلیس، ایتالیا، بورل مسئول سیاست خارجی اتحادیه اروپا تماس‌های گسترده و متعددی با مقامات ایران از جمله وزیر امور خارجه داشته و حتی برخی کشورهای منطقه را نیز واسطه کردند تا با کلید واژه خویشتن داری مانع پاسخ ایران به جنایت صهیونیست‌ها شوند. این رفتار به اصطلاح خویشتن‌دارانه در حالی بوده که این کشورها در طول ۶ ماه نسل کشی در غزه هرگز چنین رویکردی برای توقف حملات رژیم صهیونیستی نداشته‌اند و عملا در این نسل کشی مشارکت نموده‌اند. به عبارتی دیگر غرب واژه خویشتن داری را نه برای صلح و امنیت در منطقه بلکه در حمایت از رژیم صهیونیستی به کار برده‌اند در حالی که در ۶ ماه گذشته در چارچوب همین حمایت به حذف واژه خویشتنداری در قبال رژیم صهیونیستی پرداخته‌اند.
     

    دوم آنکه به اذعان سران غرب، در زمان عملیات وعده صادق، کشورهایی همچون آمریکا، انگلیس، فرانسه و آلمان به حمایت از این رژیم در هدف قراردادن موشک ها و پهپادهای ایرانی پرداخته‌اند. آنها در حالی مدعی هستند که توانسته‌اند اکثریت این حملات را دفع کنند که این سوال مطرح است که آنان که از توان نظامی و سامانه‌ای برای آنچه مقابله با ایران می‌نامند برخوردارند چرا در طول ۶ ماه از این تسلیحات برای مقابله با نسل کشی در غزه و رفع فاجعه انسانی در این منطقه بهره نگرفته‌اند؟ دوگانگی رفتاری غرب بعد دیگری از دروغین بودن ادعاهای حقوق بشری غرب را برای جهانیان آشکار می‌سازد.

    سوم آنکه غربی‌ها پس از عملیات وعده صادق ضمن محکوم سازی دفاع مشروع ایران، در شورای امنیت نیز به موضع گیری‌های حمایتی از رژیم صهیونیستی پرداختند.  رابرت وود معاون نمایندگی آمریکا در سازمان ملل در این نشست گفت: سازمان ملل موظف است که اقدامات ایران را بی پاسخ نگذارد. آمریکا اقدامات بیشتری را برای پاسخگو ساختن ایران در سازمان ملل بررسی خواهد کرد و ایران مسئول هر اقدام بعدی خواهد بود.معاون نمایندگی فرانسه در سازمان ملل نیز گفت: حمله بی‌سابقه ایران را محکوم می‌کنیم و از شورای امنیت می‌خواهیم‌ برای برقراری آرامش در منطقه تلاش کند. سفیر انگلیس در سازمان ملل گفت: «جمهوری اسلامی نقش غیرقابل قبولی در بی‌ثبات کردن منطقه ایفا می‌کند. جمهوری اسلامی ثابت کرده است که قصد دارد در منطقه هرج و مرج ایجاد کند.»

    هر چند که سران غرب پیش و پس از عملیات وعده صادق مدعی تلاش برای تنش زدایی و برقراری امنیت و آرامش بوده‌اند اما مواضع این کشورها در نشست شورای امنیت نه تنها نمودی از این ادعا نداشت بلکه رسما دمیدن بیشتر در بحران‌ها و ناامنی در منطقه است. از یک سو کشورهای غربی با نادیده گرفتن قوانین بین‌المللی و حق دفاع مشروع به موضع گیری و محکوم سازی پاسخ ایران به تجازوات و جنایات رژیم صهیونیستی پرداختند و از سوی دیگر چنان از رژیم صهیونیستی دفاع کردند که گویی در طول ۷ ماه گذشته هیچ جنایتی از سوی این رژیم در غزه صورت نگرفته است. آنها هیچ اشاره‌ای بر لزوم پایان نسل کشی در غزه و امدادرسانی به فلسطینی‌ها نداشته‌اند و عملا بار دیگر مشارکت و همراهی خود در کشتار غزه را به نمایش گذاشتند.

    این رفتار غربی‌ها در نشست شورای امنیت به جهانیان نشان داد که غرب برخلاف ادعاها و گریبان چاک دادن‌های روزهای اخیرش نه تنها ناجی و حامی صلح و امنیت نمی باشد بلکه رسما بخشی از ماشین نسل کشی غزه و جنایت علیه بشریت است که باید  مورد بازخواست و مجازات قرار گیرد. غربی‌ها در شورای امنیت نشان دادند که هیچ ارزشی برای قوانین و حقوق بین الملل قائل نیستند و تنها هدف آنها حمایت از رژیمی است که جز کشتار و جنایت هیچ تفکر دیگری در سر ندارد. غربی‌ها در دو هفته اخیر در سه مرحله پیش، هنگام و پس از وعده صادق، ماهیت ضد بشری و دروغین بودن ادعاهای بشر دوستانه و امنیت محورشان را به جهانیان نشان دادند.
    انتهای پیام

  • ۱۰۳ مدرسه در استان بوشهر تکمیل و به بهره برداری رسید – خبرگزاری آنلاین | اخبار ایران و جهان

    به گزارش خبرنگار آنلاین، ابراهیم احمدی دوشنبه شب در نشست شورای اداری تنگستان عنوان داشت: در ششم ماه دوم سال گذشته در اداره کل نوسازی و توسعه و تجهیز مدارس استان بوشهر یک سند چشم اندازه تنظیم شده که در کجا باید مدرسه ساخته شود و سه پارامتر به صورت کاملاً میدانی و علمی مورد بررسی قرار گرفته است.

    مدیرکل نوسازی، توسعه و تجهیز مدارس استان بوشهر افزود: آمار متولدین ۱۴۰۱ از اداره ثبت احوال استان بوشهر دریافت شد تا بدانیم تا سال ۱۴۰۶ چند کلاس درس و در کجا لازم داریم که کارها را به صورت اصولی و دقیق در بعد نوسازی مدارس انجام گیرد.

    وی تصریح کرد: بر اساس آمار ضریب جمعیتی و مهاجرت در بعضی از شهرستان‌های استان به عدد هزار و ۸۰۴ کلاس درس تا سال ۱۴۰۶ رسیدیم که نیاز است بر اساس آن در سطح استان بوشهر کلاس ساخته شود.

    وی ادامه داد: بر اساس مطالعات انجام شده در یکی از مناطق آموزشی در استان تا سال ۱۴۰۶ نیاز نیست حتی یک کلاس درس هم در آنجا ساخته شود.

    احمدی یاد آور شد: سه محل در استان به عنوان محل بحرانی در این مطالعه بیرون آمده است که شهرستان‌های بوشهر، تنگستان و دشتستان است و باید به صورت ویژه نسبت به مناطق دیگر استان توجه به آنها شود.

    مدیرکل نوسازی، توسعه و تجهیز مدارس استان بوشهر اضافه کرد: برای احداث تکمیل و مورد بهره برداری ۲۵ مدرسه در چهار شهرستان جنوبی استان در سال گذشته ۱۹۵ میلیارد تومان از نفت اعتبار دریافت شد.

    وی افزود: در شهر بوشهر ۸ مدرسه در حال احداث است که بتوانیم کمبود مدارس در این شهرستان را برطرف و جبران کنیم.

    احمدی خاطرنشان کرد: در تنگستان در امر احداث مدارس در اعتبارات تملک دارایی سال ۱۴۰۲ اعتباری بالغ بر ۲۰ میلیارد تومان اختصاص داده شده بود که در اعتبارات سطح استان اعتبارات نوسازی مدارس بیش از ۱۲۰ درصد رشد داشته است.

    احمدی اضافه کرد: تعداد پروژه‌هایی در حال انجام جهت مناقصه تعداد قابل توجهی است و در طی ۲ سال گذشته ۱۰۳ مدرسه تکمیل و به بهره برداری رسیده است.

    مدیرکل نوسازی، توسعه و تجهیز مدارس استان بوشهر افزود: در حال انجام یک قرار داد هزار میلیارد تومان جهت احداث مدارس در سطح استان بوشهر با مرکز کشور هستیم. که بتوانیم با تخصیص و تأمین این اعتبار حجم عظیمی از مدارس در سطح استان را به سرانجام رسانیده شود.

    وی اضافه کرد: در حال مبادله موافقت نامه هستیم که ایده آن توسط فرماندار تنگستان در سطح شهرستان‌های استان انجام شده و امروز شاهد آن هستیم که در سطح ملی مبادله می‌شود.

    احمدی ادامه داد: امروز این تفاهم نامه به ۳ هزار میلیارد تومان افزایش پیدا کرد که هزار میلیارد تومان استاندار موافقت کرده و ۲ هزار میلیارد تومان نیز از طریق ملی موافقت شد و امیدواریم با این اعتبار طی ۲ سال سرانه آموزشی به یک سرانه بی نظیر در سطح کشور ارتقا پیدا کند.

  • آیا سربازان مستقر در نقاط مرزی برای چنین ماموریتی آموزش خاصی می بینند؟

    به سیاق چند سال گذشته که با عنوان و تیتر خاطرات وکیل مطالبی در باب مصائب و مشکلات حرفه‌ی وکالت می‌نویسم،در صدد ساده نویسی و نقل برخی نکات حقوقی برای هم‌وطنان خویش بودم که خبر شهادت سربازان مرزبان میهن‌ در نوار بالای صفحه‌ی نمایشگر نقش بست. حادثه‌ی تلخ و تاسف‌باری که طی چند ماه گذشته شاهد تکرار آن بوده‌ایم و صد افسوس و تاسف که در پی هر حادثه ،تنها اقدامی که مسئولین و مقامات ذیربط انجام می‌دهند، همانی است که ما مردم عادی می‌کنیم و آن اظهار تاسف و ابراز همدردی است.این شد که محتوای مطلب را از خاطرات وکیل به خاطرات دوران سربازی تغییر داده بلکه با نقل آنچه به چشم دیده و با تمام وجود لمس کرده‌ام ،تلنگری بزنم به ذهن و فکر تصمیم‌سازان مملکت خاصه در فقره‌ی خدمت سربازی با این هدف که خدمت ایشان بگویم قوانین و مقررات حاکم بر خدمت سربازی و تکالیف تعریف شده برای ماموران وظیفه در قامت سرباز نیازمند اصلاح و بازنگری جدی است.

    کافی است اخبار مرتبط با این بخش از جامعه را طی یکسال و چند ماه گذشته رصد کنیم تا به ضرورت تغییر بنیادی در نحوه‌ی آموزش سربازان وظیفه وشیوه‌ی به خدمت گرفتن مشمولین سربازی برسیم.

    از سربازی که هم‌خدمتی‌های خویش را به گلوله بست تا عارض شدن افسردگی و برخی حالات روانی و شهادت عزیزان حاضر در میدان‌های عملیاتی خاصه مرزبانان همه حکم می‌کند که لازم است برای این بخش از جامعه‌ی نظامی ضوابط و مقرراتی جدیدی تعریف شود.

    صرف دو سه ماه آموزش نظامی و سپس تقسیم سربازان به مناطق مختلف طریق اشتباهی است که سال‌ها طی شده و تاوان آن را دیده‌ایم،اینکه من به اتفاق سایر سربازان یک نوع آموزش می‌بینم و پس از پایان دوران آموزشی منِ نوعی مامور سرچهارراه می‌شوم و آن یکی سرباز قرارگاه و آن یکی به مرز عازم می‌شود تالی فساد فراوانی دارد که یک نمونه‌اش شهادت عزیزان مرزبان است و…بروم سراغ خاطره‌ی تلخ دوران سربازی‌ام.

    گروهان آموزشی و یگان ویژه تحت نظر یک فرمانده‌ی مشترک اداره می‌شد.سرگردی که تا پیش از ادغام ژاندارمری و شهربانی و کمیته،ژاندارم دوره‌ی دفاع مقدس بود و مسلط به جنگ‌های نامنظم که سال‌ها در مقام فرمانده‌ی پاسگاه های مرزی تجربه‌ی مبارزه با اشرار داشت.

    خودرو سازمانی سرگرد تویوتای هایلوکسی بود که فرزاد تنها راننده‌ی آن بود و هیچ سربازی اجازه نداشت که خودش را به عنوان راننده‌ی سرگرد معرفی کند.قدیمی‌های پادگان نقل می‌کردند که فرزاد به شدت از اسلحه و شلیک کردن بیزار است و به همین جهت همزمان با آغازین روز خدمت در یگان ویژه در کمال صداقت و سادگی این بیزاری از تفنگ و گلوله را منتقل می‌کند و از ایشان می‌خواهد طریقی برایش تعریف کنند تا حتی‌الامکان اسلحه و عملیات سمت او نیاید!دوستان فرزاد نیز در مقام همراهی با هم‌خدمتی‌خویش معرفت خرج کرده به وی می‌گویند تنها جایگاهی که کمترین ارتباط با اسلحه و عملیات دارد،مسئولیت رانندگی تویوتای سرگرد است که تنها سختی کار آن است که صبح می‌بایست پیش از بیدار باشِ باقی سربازها از خواب بیدار شوی و برای آوردن سرگرد به پادگان، نزدیک به یکساعت رانندگی کنی و به همین سیاق، یکساعت پس از برگزاری مراسم عصر گاه، خدمت روزانه‌ی تو تمام می‌شود و به عبارتی راننده‌ی سرگرد در طول شبانه روز دو ساعت بیشتر از بقیه‌ی سربازها خدمت می‌کند!

    فرزاد که تمام فکر و ذکرش دوری از اسلحه و عملیات بوده،این مسئولیت را با آن دو ساعت خدمت اضافه در هر روز را می‌پذیرد تا اینکه آخرین روز خدمتش فرا می‌رسد.

    آن زمان هر سربازی حق داشت بیست روز آخر خدمتش را مرخصی پایان دوره بگیرد.

    لذا فرزاد در دهمین روز از بیست و سومین ماه خدمتش تقاضای مرخصی پایان دوره را تقدیم سرگرد کرد و سرگرد نیز با طیب‌خاطر و اعلام رضایت از راننده‌ی شخصی اش در این مدت، برگه‌ی مرخصی را امضا کرد.

    فرزاد سرخوش و شادمان به سمت آسایشگاه قدم بر می‌داشت که آژیر پادگان، فرمان آماده‌باش بود برای یگان ویژه.

    با دستور آماده‌باش سرگرد تمام افراد یگان ویژه می‌بایست به سه شماره پای خودروهای یگان ویژه آماده ی عملیات می‌بودند…

    عملیاتی مانند سایر عملیات‌هایی که در این یکسال و چند ماه دیده و شنیده بودیم و برای یکان‌یکان بچه‌های یگان ویژه امری عادی تلقی می‌شد اما برای فرزاد آن روز یک روز عادی نبود…

    فرزاد در خیالش سرگرم مرور برنامه‌هایی بود که برای مرخصی پایان دوره چیده بود از بلندگوی پادگان صدایش کردند:

    وظیفه فرزاد…هرچه سریع‌تر لجستیک!!

    صدای ((خدایا نه!!)) فرزاد طوری در پادگان طنین‌انداز شد که تمامی پادگان به قصد دلداری و قوت‌قلب بخشیدن به فرزاد به خط شد.

    هریک از ما سعی می‌کردیم در همان کسری از ثانیه که فرزاد می‌بایست به جهت مرخصی بودن راننده‌ی تویوتای یگان ویژه ،خودش را مهیای رانندگی در عملیات کند به او کلامی بگوییم بلکه آرام شود و با خیالی آسوده و اعتماد به نفس، تویوتا و سربازهای یگان ویژه را به سمت محل عملیات و درگیری با اشرار هدایت کند….

    هنوز خورشید غروب نکرده بود که بچه‌های یگان ویژه با چشمانی به خون نشسته پس از چند ساعت درگیری با اشرار سوار خودرویی شخصی به پادگان برگشتند.

    در آن غروب لعنتی بنا به نقل بچه‌های یگان ویژه پس از اتمام عملیات و به هلاکت رسیدن تعداد کثیری از اشرار به فرموده‌ی فرمانده‌ی عملیات مقرر می‌شود گشتی در محدوده‌ی عملیات زده شود…

    چند دقیقه از گشت زنی نگذشته بود که گلوله‌ای از شیشه‌ی سمت راننده به قلب فرزاد می‌نشیند،دقیقا همان سمتی که برگه‌ی مرخصی پایان دوره‌ی فرزاد نشسته بود!

    این چند سطر را به یاد فرزاد و فرزادهایی نوشتم که در خدمت مقدس سربازی جان شیرین خویش را فدای وطن کرده و می‌کنند.

    یادشان گرامی و نامشان جاودان باد

    جان‌نثاران میهن.

    وکیل دادگستری-شیراز

  • برجام» در موزه تاریخ ؟!

    اقدام اخیر دولت دموکرات بایدن، گواه این مسئله است که امکان تعامل در چهارچوب برجام وجود ندارد و ظاهرا زودتر از آنچه که تصور می‌شد، ناقوس مرگ توافق هسته‌ای به‌صدا درآمده است. 

    به گزارش باراناخبر، الف نوشت:توافق هسته‌ای ۲۰۱۵ موسوم به برجام، در نقطه‌ای است که نه‌تنها تصور احیای آن وجود ندارد بلکه روز به روز به زوال نزدیک شده و حتی خبری از معافیت‌های تحریمی آمریکا که امکان همکاری‌های هسته‌ای ایران و سایر کشورهای باقی‌مانده در برجام را میسر می‌کرد، نیست و همین مسئله حاکی از آن است که برخلاف تصور برخی جریان‌های سیاسی داخل کشور، توافق هسته‌ای به موزه‌های تاریخ پیوسته است.

    آمریکا معافیت همکاری هسته‌ای با ایران را تمدید نکرد

    یک رسانه آمریکایی در گزارشی نوشت که معافیت همکاری هسته‌ای با ایران تمدید نمی‌شود. بر اساس گزارش رسانه «فری‌بیکن»، دولت بایدن معافیت همکاری صلح‌ آمیز هسته‌ای با ایران طبق سند برجام را تاکنون تمدید نکرده است. با این حال دولت بایدن اکنون که معافیت‌ها منقضی شده‌اند، به اجرای آن تحریم‌ها متعهد نخواهد شد.

    سخنگوی وزارت امور خارجه به «فری بیکن» گفت که مقامات آمریکایی «همچنان در حال بررسی معافیت‌ها به عنوان بخشی از روند منظم هستند» و اظهارنظر عمومی تنها پس از تصمیم‌گیری ارائه خواهد شد. این معافیت‌ها که آخرین بار در آگوست ۲۰۲۳ تمدید شده بود، در ابتدای سال ۲۰۲۴ منقضی شده است. این معافیت‌ها در چهارچوب برجام صادر می‌شود و دولت‌ ایالات‌متحده هر ۶ ماه موظف به تمدید آن بوده‌ است.

    جمهوری‌خواهان کنگره سال‌ها است که بر وزارت خارجه بایدن فشار می‌آورند تا معافیت‌ها را لغو کند و تحریم‌هایی را که مانع همکاری هسته‌ای با ایران شود، را اجرا نماید. دولت ترامپ در سال‌های ۲۰۱۹ و ۲۰۲۰ پس از خروج از توافق برجام، معافیت‌ها را لغو کرده بود و دولت بایدن بعد از ورود به کاخ سفید اعلام کرد که این معافیت‌ها را صادر خواهد کرد.

    معافیت‌های همکاری هسته‌ای صادره از سوی آمریکا، به کشورها و شرکت‌های خارجی اجازه می‌دهد که در پروژه‌هایی که ماهیت نظامی ندارند فعالیت کنند؛ پروژه‌هایی چون نیروگاه هسته‌ای بوشهر، راکتور آب سنگین اراک و شراکت در برنامه بازسازی آن و همچنین تامین سوخت راکتور تحقیقاتی تهران که البته با وجود اعطای معافیت‌ها در این حوزه در ادوار قبل هم پیشبرد این پروژه‌ها به‌دلیل تحریم‌های ساختاری آمریکا با چالش‌های بسیاری روبرو بوده است. 

    چرا معافیت‌های هسته‌ای؟

    در فضای سیاسی ایران همواره این سوال وجود داشته که چرا با وجود خروج آمریکا از برجام و اعمال سنگین‌ترین تحریم‌ها، ایالات‌متحده معافیت‌هایی را در حوزه همکاری‌های هسته‌ای ایران با سایر کشورها صادر می‌کرده است؟ دو نوع رویکرد در مواجهه با این سوال مطرح است. برخی تحلیل‌گران معتقدند که آمریکا برای تامین منافع خود معافیت‌های هسته‌ای را صادر می‌کرده و این تصمیم در راستای حفظ نظارت بر برنامه هسته‌ای کشورمان و محدود کردن توان ایران برای کاستن از زمان گریز لازم برای ساخت سلاح هسته‌ای – که هیچ‌گاه هم مدنظر ایران نبوده – و کنترل سطح غنی‌سازی اورانیوم توسط ایران گرفته می‌شده و عده دیگری هم معتقدند که این معافیت‌های هسته‌ای صادره، ابزار ایالات متحده برای فریب افکار عمومی و اتخاذ ژستی برای تمایل به مذاکره با ایران بوده است. این تحلیل‌گران می‌گویند که آمریکا در کنار اتخاذ راهبرد فشار اقتصادی و اعمال تحریم‌های شدید، معافیت‌های هسته‌ای را در نظر گرفته تا حسن نیت خود را نشان داده و به تمایل خود برای مذاکره تظاهر کند و بدین‌شکل فشارها را به‌دوش ایران بیندازد. 

    ناقوس مرگ برجام به‌صدا درآمد

    مسئله عدم تمدید معافیت‌های هسته‌ای ایران، موضوع تازه‌ای نیست و در دولت ترامپ هم این اتفاق رخ داده بود و حالا دولت دموکرات بایدن برای نخستین بار دست به این اقدام زده که خود حاوی پیام‌ مهمی است. به‌نظر می‌رسد ایالات‌متحده به این نتیجه رسیده که اهداف مدنظرش با تمدید معافیت‌های هسته‌ای محقق نخواهد شد و نه امکان نظارت مطلوبش بر برنامه هسته‌ای ایران و محدود کردن آن وجود دارد و نه ژست‌های مذاکره طلبانه‌اش دیگر محلی از اعراب خواهد داشت و بنابراین کوچک‌ترین منافذ تحریمی را مسدود می‌کند تا بدین ترتیب پازل فشار حداکثری خود را کامل‌تر از گذشته کند.

    در برهه فعلی هیچ دورنمای مثبتی از مذاکرات برجامی مشاهده نمی‌شود و جمیع شرایط حاکی از آن است که رویکرد خصمانه غرب نسبت به ایران تداوم خواهد داشت. حتی به‌نظر می‌رسد با فرارسیدن اکتبر ۲۰۲۵ که موعد انقضای قطعنامه  ۲۲۳۱ سازمان ملل و لغو کلیه تحریم‌های مربوط به برنامه هسته‌ای ایران است، این رویکرد تقابلی باز هم تداوم خواهد داشت؛ همان‌گونه که در مهرماه امسال و کلیدخوردن دومین بند غروب برجام که مربوط به رفع تحریم‌های موشکی و پهپادی است، اروپایی‌ها به صراحت از عدم پایبندی خود به رفع تحریم‌های تسلیحاتی ایران سخن گفتند و انتظار نمی‌رود که با پایان محدودیت‌های ۱۰ ساله ایران و قطعنامه ۲۲۳۱، افق مشخصی در روابط ایران و غرب مشاهده شود. این اقدام اخیر دولت دموکرات بایدن هم گواه این مسئله است که امکان تعامل در چهارچوب برجام وجود ندارد و چه‌بسا زودتر از آنچه که تصور می‌شد، ناقوس مرگ توافق هسته‌ای به‌صدا درآمده است. 

    انتهای پیام

  • اگر آقای صدیقی امام جمعه امروز نبود

    چند نکته بدون شیفتگی و یا نفرت
    *هیچ حکومتی نمی تواند با لجبازی با مردمش موفق باشد.
    *چه بخواهیم وچه نخواهیم فضای مجازی وجود دارد.نتیجه وجود آن هم اطلاع مردم از اخبار راست و دروغ است.
    *برای اعتماد مردم به خبرهای راست، باید دلیل آورد تا دروغ به جای راست ننشیند. به عبارتی باید در هرحادثه ای افکار عمومی قانع شود. دیگر افکار عمومی دستوری قانع نمی شود.
    جدای از واقعیت ماجرا در امامت امروز آقای صدیقی چند نکته مهم بود:
    ۱- افکار عمومی درگیر حرفهای متفاوت ایشان پس از ماجرای ازگل هست. نه دادگاهی حکم به برائت داده ونه دلیلی بر عدم حساسیت مردم به این مساله مالی هست. به این دلیل لجبازی با افکار عمومی تلقی می شود که نتیجه آن در انتخابات بروز می کند.
    ۲- نماز جمعه مظهر معنویت است و امام جمعه باید عادل باشد. در عدالت آقای صدیقی، حداقل در افکار عمومی تردید ایجاد شده بود. اصرار به حضور ایشان، کار را بیشتر از همه بر متدینان ونمازخوانان دشوار می کند. خواهی نخواهی متدینان در نگاه جامعه و خانواده هاشان ممکن است به عدم حساسیت به مسایل مالی متهم شوند و این ظلم به آنها است.
    ۳- بعضی ها بر این باورند که از افراد حامی وسینه چاکان نظام در هر صورت باید دفاع کرد. نتیجه عملی اش قربانی کردن نظام به پای افراد است. در ماجراهای زیادی این اتفاق افتاد. این کار بدنه نظام وانقلاب را روز به روز لاغر تر می کند. راه حل شفافیت است. ونیز عدم تمایز بین افراد وجناح ها.
    و دست آخر اگر ستاد نمازجمعه دلش به حال نمازجمعه و دین داری مردم می سوخت، به آقای صدیقی توصیه می کرد تا تعیین تکلیف توسط مراجع ذیصلاح نماز نخواند. آسمان به زمین نمی آمد . به نفع خود آقای صدیقی هم بود.
    آیه الله هاشمی رفسنجانی یک خطبه در حوادث ۸۸ خواند، دیگر تا آخر عمرش اجازه امامت جمعه به او ندادند.

  • یک نکته قابل‌تامل در مورد توسعه قدرت نظامی ایران

    «جریان‌های سیاسی و رسانه‌ای غربی تاکنون روایت‌های مختلفی را با محوریت آنچه ضعف قدرت نظامی ایران عنوان شده، ارائه کرده‌اند. با این حال، مشکل کار اینجاست که واقعیت‌های میدانی، پیام‌های متفاوتی را مخابره می‌کنند و در نوع خود رسوا کننده دروغ‌های گسترده این جریان‌ها هستند.»

    به گزارش باراناخبر، الف نوشت: سال هاست که دشمنان و رقبای منطقه ای و بین المللی کشورمان، به انحا مختلف سعی داشته و دارند تا قدرت نظامی ایران را زیر سوال ببرند و آن را کم اهمیت نشان دهند. در این راستا، شاهد بوده ایم که مثلا در سال های گذشته، در جریان چندین دور حملات موشکی کشورمان به مواضع و مقرهای گروه تروریستی داعش، سیلی از جنجال سازی ها با محوریت اینکه برخی از موشک های ایرانی به هدف نخورده اند یا در برخی نقاط که محل تعیین شده برای فرود آن ها نبوده سقوط کرده و یا اساسا عمل نکرده اند، به راه افتاده است. ادعاهایی که تقریبا اغلب آن ها نیز بعدها تکذیب شده است. 

    مثالا در جریان حمله موشکی کشورمان به پایگاه عین الاسد، شاهد بودیم که ادعاهایی تکراری در مورد دقیق‌نبودن موشک های ایرانی مطرح شد با این حال، پس از گذشت چند روز و البته چند ماه از رویداد مذکور، این نکته آشکار شد که موشک های ایرانی دقیقا به اهداف تعیین شده برای آن ها اصابت کرده اند و حتی سربازان و افسران نظامی آمریکایی نیز کارآمدی این موشک ها را تایید و تصدیق کرده اند. در این راستا، به تازگی نشریه بلومبرگ نیز در گزارشی معنادار و قابل توجه، به این مساله اشاره کرده که “حداقل 12 کشور، از فناوری و یا قطعات ایرانی در پهپادهای خود استفاده می کنند.”

    مقام های آمریکایی تاکنون بارها گفته اند که ایران در صنعت ساخت و تولید پهپادها، به یک قدرت تمام‌عیار تبدیل شده و بسیاری از کشورها به دنبال تامین پهپادهای مورد نیاز خود با قیمت های به مراتب کمتر از ایران هستند. جالبتر اینکه قدرت های غربی و جریان های رسانه ای متحد آن ها در سال های گذشته، جوسازی‌های گسترده ای را با محوریت فروش پهپادها و البته موشک های ایرانی به روسیه در بحبوحه جنگ اوکراین مطرح کرده اند. ادعاهایی که بعضا ایران آن ها را رد کرده با این حال، حساس بودن غربی ها در این رابطه، حاکی از یک واقعیت است: قدرت نظامی ایران به دغدغه ای حقیقتا جدی برای طیف رقبا و دشمنان کشورمان تبدیل شده است. موضوعی که شاید اکنون بیش از همه در اراضی اشغالی درک و حس شود. در شرایط فعلی، هزاران نفر از ساکنان فلسطین اشغالی، از ترس و وحشت انتقام جویی قریب الوقوع ایران در پاسخ به حمله تروریستی اسرائیل به کنسولگری کشورمان در دمشق پایتخت سوریه، به فروشگاه ها هجوم برده و مواد غذایی و آب و دیگر اقلام مورد نیاز خود را خریداری کرده و می کنند. مساله ای که با هشدارهای جدی مقام های شهری در اراضی اشغالی نیز همراه شده و نشان می دهد، قدرت نظامی ایران برخلاف آنچه جریان های سیاسی و رسانه ای غربی سعی در نمایشش دارند، به معنای واقعی کلمه در سطحی مطلوب و امنیت‌زا (برای کشورمان) قرار دارد. 

    با این حال، نفع جریان های سیاسی و رسانه ای غربی نیست که به این مساله اعتراف کنند. دلیل این موضوع این است که از دید آن ها اگر ایران به یک الگو از استقلال و تکیه بر توانمندی های خود و فتح قله های پیشرفت تبدیل شود، این مساله می تواند تهدیدی جدی برای موقعیتی هژمونیکی باشد که غرب و متحدان آن در محیط بین المللی برای خود قائل هستند. از این رو، اصلِ تلاش های آن ها نابودسازی این حس اعتماد به نفس و روحیه “ما می توانیم” است. مساله ای که بایستی از سوی مردم کشورمان و دیگر ملت های آزاده جهان به دقت رصد و فهم شود. 

    انتهای پیام

دکمه بازگشت به بالا