زنی که سنگسار شد: روایت هولناک و حقایق تلخ یک قربانی گمنام

زنی که سنگسار شد

داستان زنی که سنگسار شد، در تاریخ معاصر ایران با نام «ثریا منوچهری» گره خورده است، روایت تلخ و دلخراشی که نه تنها وجدان های بیدار را به لرزه درآورد، بلکه به نمادی جهانی از مبارزه علیه بی عدالتی و نقض فاحش حقوق بشر تبدیل شد. این روایت، ورای ابعاد حقوقی و فقهی اش، تصویری دردناک از تبانی، تعصب و ناتوانی در دفاع از مظلوم را پیش روی انسان ها قرار می دهد.

پرونده ثریا منوچهری، زنی که در سال ۱۳۶۵ در یک روستای کوهپایه ای به اتهام واهی زنای محصنه با تبانی همسرش و برخی اهالی، بی رحمانه سنگسار شد، به سرعت از مرزهای ایران گذشت و در سطح بین المللی واکنش های گسترده ای را برانگیخت. این تراژدی، توجه جهان را به مجازات سنگسار در ایران و پیامدهای انسانی آن معطوف ساخت و پرسش های جدی درباره عدالت، حقوق زنان و تفسیر قوانین را مطرح کرد. این مقاله سفری عمیق به لایه های این داستان، از جزئیات دلخراش زندگی ثریا گرفته تا جایگاه سنگسار در فقه و قوانین، و بازتاب های فرهنگی و حقوق بشری آن است.

روایت یک تراژدی: داستان ثریا منوچهری

در دل روستایی دورافتاده و سنتی، در حوالی اصفهان یا کرمان، در سال ۱۳۶۵ شمسی، زندگی زنی به نام ثریا منوچهری به تلخی پایان یافت. ثریا، مادری ۳۵ ساله با هفت فرزند، هرگز گمان نمی کرد که بوالهوسی همسرش و تبانی او با کدخدا و ملای ده، سرنوشتی چنین دهشتناک برایش رقم بزند. این داستان، شرح تباهی انسانیت و بی عدالتی در تاریکی یک جامعه بسته است.

زندگی ثریا و آغاز دشواری ها

ثریا منوچهری، زن خانه دار و مادری فداکار، در گیرودار زندگی روزمره خود با مشکل بزرگی روبه رو شد. همسرش، زندان بانی که در زندگیش ناکام بود، سودای ازدواج مجدد در سر داشت. اما عدم توانایی مالی برای تأمین معاش دو همسر، او را به فکر طلاق از ثریا انداخت. ثریا اما، با درک شرایط زندگی و نیاز فرزندانش، از این جدایی امتناع کرد و حقوق قانونی خود را طلبید. این مطالبه، سرآغاز یک توطئه شوم بود؛ توطئه ای که قرار بود ثریا را از سر راه بردارد.

توطئه و اتهام ناروا

همسر ثریا، با همدستی کدخدا و ملای روستا، نقشه ای پلید کشیدند. برای آماده سازی اذهان اهالی روستا و فراهم آوردن موقعیتی برای اتهام زنا، ثریا را به بهانه کلفتی به خانه هاشم فرستادند. هاشم مردی بیوه و ناشنوا بود که همسرش را تازه از دست داده بود. این محیط، بستر مناسبی را برای سناریوسازی فراهم می کرد. در یک جامعه سنتی که حرف و حدیث به سرعت گسترش می یابد، قرار گرفتن ثریا در خانه یک مرد بیوه، بهانه ای شد برای کوبیدن اتهام زنا به او. این اتفاق نه از سر تصادف، بلکه با طراحی دقیق و شیطنت آمیز انجام شد تا موقعیت را برای رسیدن به اهداف پلیدشان فراهم سازد.

روند ناعادلانه محاکمه و صدور حکم

در پی این توطئه، اتهام زنا از سوی همسر ثریا و همدستانش مطرح شد. در یک محاکمه ناعادلانه و نمایشی، بدون رعایت کوچکترین موازین شرعی و حقوقی برای اثبات زنا، تنها بر پایه شهادت های دروغین و تبانی شده، حکم سنگسار برای ثریا صادر گشت. این شهادت ها نه بر اساس مشاهده عمل زنا که فقه اسلامی شرایط بسیار سختی برای اثبات آن قائل است، بلکه بر پایه حدس و گمان و پیش فرض های غلط بود. بافت سنتی و مردسالار روستا، که تعصب و جهل در آن موج می زد، به سرعت این حکم ظالمانه را پذیرفت و تایید کرد. هیچ کس به دفاع از ثریا برنخاست و صدای اعتراض او در هیاهوی تهمت ها و قضاوت های عجولانه گم شد.

لحظات اجرای حکم و بازتاب های اولیه

روز اجرای حکم فرا رسید. تصور لحظاتی که ثریا، بی گناه و تنها، در گودالی تا سینه دفن شد و سنگ هایی از سوی همان اهالی که سال ها با آن ها زندگی کرده بود به سویش پرتاب می شد، دل هر انسانی را به درد می آورد. این اعدام جمعی، نه فقط جان ثریا را گرفت، بلکه روح عدالت و انسانیت را نیز در آن روستا به خاک سپرد. در میان این فضای خفقان آور و سکوت مرگبار، تنها صدای «زهرا»، خاله ثریا، بود که جرئت یافت تا این داستان دهشتناک را به گوش جهان برساند. او در سفری پرخطر، روایت برادرزاده اش را برای «فریدون صاحب جمع»، روزنامه نگار ایرانی-فرانسوی بازگو کرد. صاحب جمع، با شنیدن این قصه پرغصه، تصمیم گرفت آن را در قالب کتابی با عنوان «سنگسار ثریا م.» منتشر کند و این گونه بود که صدای خاموش ثریا، سال ها پس از مرگش، در جهان طنین انداز شد و مبارزه ای بزرگ را علیه این مجازات آغاز کرد.

سنگسار در آیین و قوانین

مجازات سنگسار، یا رجم، یکی از بحث برانگیزترین احکام در فقه اسلامی و حقوق کیفری برخی کشورهای اسلامی بوده است. درک مفهوم و جایگاه آن مستلزم بررسی دقیق منابع فقهی و شرایط سخت گیرانه اثبات آن است که اغلب در پرونده هایی مانند پرونده ثریا منوچهری نادیده گرفته شده اند.

سنگسار چیست؟ تعریف رجم و نحوه اجرای آن

سنگسار، در لغت به معنای «سنگ زدن» است و در اصطلاح فقهی، مجازاتی است که برای برخی از انواع زنا و لواط محصنه در نظر گرفته شده است. نحوه اجرای آن بدین گونه است که محکوم را، اگر مرد باشد تا لگن و اگر زن باشد تا سینه، در زمین دفن می کنند. سپس، با پرتاب سنگ هایی که نه آنقدر بزرگ باشند که به سرعت منجر به مرگ شوند و نه آنقدر کوچک که نام سنگ بر آن ها صدق نکند، موجبات مرگ تدریجی او را فراهم می آورند. هدف از این شیوه، ایجاد درد و رنج مضاعف به عنوان بخشی از مجازات است. در سنت فقهی آمده است که اگر حکم بر اساس اقرار متهم صادر شده باشد، حاکم شرع اولین سنگ را می زند و اگر بر اساس شهادت شهود باشد، شهود آغازگر سنگ اندازی خواهند بود.

جایگاه فقهی و حقوقی سنگسار

سنگسار به عنوان یکی از «حدود الهی» شناخته می شود. حدود، مجازات هایی هستند که نوع و میزان آن ها در شرع مشخص شده و قاضی نمی تواند در آن ها تغییر ایجاد کند. این مجازات عمدتاً برای «زنای محصنه» و «لواط محصنه» در نظر گرفته شده است.

«احصان» مفهومی کلیدی در این زمینه است. محصن به مردی گفته می شود که دارای همسر دائمی باشد، امکان آمیزش جنسی با او برایش فراهم باشد و حداقل یک بار با او آمیزش کرده باشد. در مورد زن، «احصان» به زنی اطلاق می شود که دارای همسر دائمی باشد، امکان آمیزش با او برایش فراهم باشد و حداقل یک بار با او آمیزش کرده باشد. بنابراین، سنگسار تنها زمانی اعمال می شود که فرد با وجود داشتن همسر و امکان ارضای مشروع نیاز جنسی، اقدام به زنا یا لواط کرده باشد.

همچنین، در فقه، مجازات های دیگری نیز برای انواع مختلف زنا، مانند زنا با محارم، زنای به عنف (تجاوز)، و زنای غیرمحصنه (توسط افراد مجرد یا افرادی که شرایط احصان را ندارند) وجود دارد که هر یک مجازات های متفاوتی از جمله اعدام یا شلاق را در پی دارند.

سنگسار، مجازاتی است که در آن محکوم، اگر زن باشد تا سینه و اگر مرد باشد تا لگن، در زمین دفن می شود و با پرتاب سنگ هایی مشخص، به تدریج جان می بازد. این مجازات تنها برای زنای محصنه یا لواط محصنه با شرایط بسیار دشوار اثبات اعمال می گردد.

زنای محصنه: مفهوم و شرایط اثبات دشوار آن

یکی از مهم ترین نکاتی که اغلب در پرونده های بحث برانگیز نادیده گرفته می شود، شرایط فوق العاده سخت گیرانه اثبات زنای محصنه در فقه اسلامی است. این شرایط به گونه ای طراحی شده اند که اثبات این جرم را در عمل تقریبا غیرممکن می سازند، مگر اینکه متهم خود چهار بار اقرار کند یا چهار شاهد عادل عمل را با جزئیات کامل مشاهده کرده باشند.

۱. اقرار

برای اثبات زنای محصنه از طریق اقرار، متهم باید چهار بار، در چهار جلسه مجزا، نزد قاضی اقرار کند که مرتکب زنای محصنه شده است. قاضی وظیفه دارد در هر بار اقرار، متهم را ارشاد کرده و او را به بازگشت از اقرار تشویق کند. تنها در صورتی که متهم علی رغم تذکرات قاضی، بر اقرار خود اصرار ورزد و چهار بار به طور صریح اعتراف کند، حکم صادر می شود. این سخت گیری برای جلوگیری از اقرارهای شتاب زده یا از سر پشیمانی لحظه ای است.

۲. شهادت شهود

اثبات زنای محصنه از طریق شهادت شهود حتی دشوارتر است. فقه اسلامی برای این کار، شهادت چهار مرد عادل را الزامی می داند. این شهود باید عمل دخول را به صورت واضح و بدون هیچ گونه ابهام، مانند ورود میله به سرمه دان، مشاهده کرده باشند. صرف دیدن دو نفر در یک بستر یا در حال بوسیدن و در آغوش گرفتن، به هیچ وجه برای اثبات زنا کافی نیست. در صورت عدم احراز این شرایط بسیار دقیق، شهود خود به جرم قذف (نسبت ناروای زنا دادن به دیگری) محکوم و مجازات (۸۰ ضربه شلاق) خواهند شد. این شرایط به وضوح نشان می دهد که اثبات زنا تا چه اندازه از نظر فقهی دشوار و نیازمند یقین مطلق است و در پرونده ثریا منوچهری، هیچ یک از این موازین به درستی رعایت نشد، که به وضوح نشان دهنده بی عدالتی در این پرونده است.

ریشه های تاریخی سنگسار

مجازات سنگسار پدیده ای صرفاً اسلامی نیست و ریشه های تاریخی عمیقی در فرهنگ ها و قوانین مختلف جهان دارد. پیش از اسلام، در برخی جوامع باستانی، از جمله در بابل و بخش هایی از خاورمیانه، این مجازات برای جرایمی خاص اعمال می شد. در تورات نیز به سنگسار به عنوان مجازاتی برای برخی گناهان اشاره شده است. در طول تاریخ، فرهنگ ها و ادیان مختلف، به اشکال گوناگون این مجازات را به کار گرفته اند که نشان دهنده یک وجه مشترک در برخورد با گناهان جنسی در جوامع سنتی است. با این حال، با پیشرفت جوامع و ظهور مفاهیم حقوق بشر، بسیاری از کشورها این مجازات را لغو یا به شدت محدود کرده اند و آن را مغایر با اصول انسانیت و کرامت بشری می دانند.

تحولات و چالش ها: سنگسار در ایران امروز

با وجود ریشه های فقهی و جایگاه سنگسار در قوانین، وضعیت اجرای این مجازات در ایران با تحولات و چالش های زیادی روبه رو بوده است. پرونده هایی نظیر ثریا منوچهری و فشارهای بین المللی پس از آن، به تدریج به تغییر رویه در اعمال این مجازات منجر شده اند.

آیا سنگسار همچنان اجرا می شود؟

پاسخ کوتاه به این پرسش، «خیر» است. اگرچه مجازات سنگسار همچنان در قانون مجازات اسلامی ایران وجود دارد و به طور رسمی نسخ نشده است، اما در عمل، قضات از صدور حکم سنگسار خودداری می کنند و این مجازات تقریباً به صورت کامل از رویه های قضایی حذف شده است. آخرین بارهایی که حکم سنگسار صادر و/یا اجرا شده، به سال ها قبل بازمی گردد که به طور مشخص رقیب به سال ۱۳۸۵ اشاره کرده است. پس از آن، با وجود برخی گزارش های پراکنده، عموماً این مجازات در محاکم قضایی ایران صادر و اجرا نمی شود و به جای آن، مجازات های جایگزین مورد استفاده قرار می گیرند.

عوامل مؤثر بر عدم اجرا

عوامل متعددی در توقف عملی اجرای مجازات سنگسار در ایران نقش داشته اند. این عوامل هم داخلی و هم خارجی هستند:

  • فشارهای بین المللی: سازمان های حقوق بشری، دولت ها، و نهادهای بین المللی همواره اعتراضات شدیدی را علیه مجازات سنگسار مطرح کرده اند. این فشارها، به ویژه پس از برجسته شدن پرونده هایی مانند ثریا منوچهری، تأثیر بسزایی در تغییر رویه ایران داشته است. جمهوری اسلامی ایران، به عنوان عضوی از جامعه بین الملل، همواره نسبت به واکنش های جهانی حساس بوده و تلاش کرده تا تصویری مطلوب از خود ارائه دهد.
  • بحث های فقهی و حقوقی داخلی: در داخل ایران نیز، بسیاری از فقها و حقوقدانان به بحث و بررسی درباره جنبه های مختلف سنگسار پرداخته اند. برخی استدلال کرده اند که با توجه به شرایط بسیار دشوار اثبات زنای محصنه، در عمل نباید حکم سنگسار را صادر کرد. برخی دیگر نیز به بحث هایی درباره «تعلیق»، «تبدیل» یا حتی «نسخ ضمنی» این حکم در شرایط فعلی جهان پرداخته اند و این مجازات را مغایر با «مصلحت نظام» و «وهن اسلام» در دوران معاصر دانسته اند. آن ها معتقدند که اجرای این حکم در شرایطی که جهانیان برای پذیرش احکام اسلامی آمادگی ندارند، ممکن است به جایگاه و اعتبار اسلام آسیب بزند.
  • نقش رئیس قوه قضاییه: در قانون مجازات اسلامی ایران، رئیس قوه قضاییه می تواند در مواردی که حکم سنگسار صادر شده، با رعایت مصلحت، مجازات را به اعدام یا شلاق تبدیل کند. این اختیار نیز به طور مؤثری در کاهش اجرای این مجازات نقش داشته است.

مجازات های جایگزین برای زنا

با عدم اجرای عملی سنگسار، مجازات های جایگزین برای انواع مختلف زنا اعمال می شود. لازم است تفاوت بین انواع زنا را دانست:

  • زنا با محارم: به معنای رابطه جنسی با یکی از محارم نسبی، سببی یا رضاعی است. مجازات آن اعدام است.
  • زنای به عنف (تجاوز): رابطه جنسی اجباری و بدون رضایت طرف مقابل. مجازات آن برای متجاوز، اعدام است.
  • زنای محصنه: رابطه جنسی با وجود داشتن همسر و امکان آمیزش. در صورت عدم اجرای سنگسار، می تواند به اعدام (اگر با بینه شرعی اثبات شود) یا ۱۰۰ ضربه شلاق تبدیل شود، که با نظر رئیس قوه قضاییه تعیین می گردد.
  • زنای غیرمحصنه: رابطه جنسی توسط فردی که شرایط احصان را ندارد (مانند مجردان یا کسانی که همسر دارند اما امکان آمیزش برایشان فراهم نیست). مجازات آن ۱۰۰ ضربه شلاق است.

تغییر رویه از سنگسار به سمت مجازات های جایگزین، نشان دهنده یک حرکت بطئی اما پیوسته به سوی انطباق با استانداردهای حقوق بشری و کاهش مجازات های خشن است، حتی اگر این تغییر هنوز به صورت رسمی در متن قانون منعکس نشده باشد.

پژواک یک روایت: کتاب و فیلم سنگسار ثریا م.

داستان ثریا منوچهری، فراتر از یک اتفاق محلی، به واسطه تلاش های یک روزنامه نگار و سپس یک کارگردان، به یک روایت جهانی تبدیل شد. این روایت نه تنها آگاهی عمومی را نسبت به مجازات سنگسار افزایش داد، بلکه الهام بخش بحث های گسترده ای در محافل حقوق بشری و سینمایی شد.

سنگسار ثریا م.: اثری که جهان را لرزاند

افشای داستان ثریا منوچهری، مدیون تلاش های خاله او، زهرا، بود که توانست روایت دردناک برادرزاده اش را به گوش فریدون صاحب جمع، روزنامه نگار ایرانی-فرانسوی برساند. صاحب جمع، که از این ماجرا عمیقاً متأثر شده بود، تصمیم گرفت آن را در قالب یک رمان به زبان فرانسوی منتشر کند. کتاب سنگسار ثریا م. (The Stoning of Soraya M.) در سال ۱۹۹۴ منتشر شد و به سرعت به زبان های مختلف ترجمه گشت. این کتاب نه تنها به شرح جزئیات تباهی و بی عدالتی در پرونده ثریا می پرداخت، بلکه به نمادی برای اعتراض به نقض حقوق بشر و به خصوص حقوق زنان در ایران و سایر کشورها تبدیل شد. این اثر، اولین گام مهم در جهانی سازی داستان ثریا و آگاهی بخشی به افکار عمومی بین المللی بود.

از صفحات کتاب تا پرده سینما

موفقیت و تأثیرگذاری رمان فریدون صاحب جمع، راه را برای اقتباس سینمایی از این داستان گشود. در سال ۲۰۰۸، فیلمی با همین نام سنگسار ثریا م. (The Stoning of Soraya M.) به کارگردانی سیروس نورسته، فیلمساز ایرانی-آمریکایی، ساخته شد. این فیلم با بازی درخشان شهره آغداشلو در نقش زهرا (خاله ثریا)، جیمز کاویزل در نقش روزنامه نگار فرانسوی و مژان مارنو در نقش ثریا، به سرعت مورد توجه جهانی قرار گرفت. فیلم، با وفاداری به روایت کتاب، جزئیات تراژدی ثریا را به شکلی زنده و تأثیرگذار به تصویر کشید. داستان فیلم از ورود یک روزنامه نگار فرانسوی به روستایی دورافتاده آغاز می شود که در آنجا با زهرا، زنی دلیر و مصمم، دیدار می کند. زهرا از او می خواهد تا روایت سنگسار بی رحمانه برادرزاده اش، ثریا، را به گوش جهانیان برساند. این فیلم به خوبی فضای تبانی، تعصب و ظلم حاکم بر روستا را به تصویر می کشد و اهمیت آن در جهانی سازی این روایت و افزایش آگاهی عمومی و بین المللی درباره مجازات سنگسار غیرقابل انکار است. فیلم سنگسار ثریا م. نه تنها یک اثر هنری بود، بلکه به ابزاری قدرتمند برای activism حقوق بشری تبدیل شد.

واکنش ها و بحث های پیرامون فیلم در ایران

انتشار کتاب و به خصوص اکران جهانی فیلم سنگسار ثریا م. با واکنش های متفاوتی در ایران مواجه شد. در حالی که این اثر در خارج از کشور مورد تحسین قرار گرفت و جوایز متعددی را از آن خود کرد، در داخل ایران، مقامات رسمی و برخی محافل مذهبی واکنش های انتقادی نشان دادند. این فیلم از سوی برخی، به سیاسی بودن و تحریف واقعیت متهم شد. در جلسات و نشست هایی در حوزه علمیه قم، از جمله جلسه ای با عنوان سنگسار، چیستی و چرایی؛ نقد فقهی سنگسار ثریا در سال ۱۳۹۰، به نقد این فیلم از منظر فقهی و تاریخی پرداخته شد. منتقدان ادعا می کردند که فیلم از لحاظ احساسی اغراق آمیز است و واقعیت های فقهی و تاریخی را نادیده گرفته است. با این حال، حتی در این نشست ها نیز اذعان شد که فیلم از لحاظ احساسی فوق العاده تأثیرگذار است و در آگاهی بخشی عمومی نقش مهمی ایفا کرده است. این بحث ها، اگرچه با هدف نقد فیلم بودند، اما خود بهانه ای برای بازنگری و طرح پرسش هایی درباره حکم سنگسار در فقه و جامعه ایران شدند و نشان دادند که حتی در محافل مذهبی نیز، درباره جزئیات و شرایط اجرای این حکم اختلاف نظر وجود دارد.

نگاهی عمیق به حقوق زنان و عدالت

پرونده ثریا منوچهری، فراتر از یک داستان فردی، آیینه ای است که تصویر تلخ نقض حقوق زنان و ضعف عدالت را در بستری سنتی و متعصبانه بازتاب می دهد. این پرونده، نمادی شد از مبارزه ای دیرینه برای احقاق حق و کرامت انسانی.

عدالت در سایه ظلم: نقض حقوق بشر در پرونده ثریا

وقایع منجر به سنگسار ثریا منوچهری، به وضوح نشان دهنده نقض آشکار چندین اصل اساسی حقوق بشر و موازین دادرسی عادلانه است. در این پرونده، حق حیات، به عنوان ابتدایی ترین حق هر انسان، به شکلی بی رحمانه پایمال شد. ثریا از حق برخورداری از یک محاکمه عادلانه، که شامل دسترسی به وکیل، فرصت دفاع مناسب، و رسیدگی بی طرفانه است، محروم ماند. اصل برائت، که هر فرد را تا زمانی که جرمش به اثبات نرسیده، بی گناه فرض می کند، در پرونده او کاملاً نادیده گرفته شد. شهادت های کذب، تبانی، و انگیزه شخصی همسرش برای خلاص شدن از او، همه و همه منجر به صدور حکمی شد که نه تنها با استانداردهای بین المللی حقوق بشر، بلکه حتی با شرایط بسیار سخت گیرانه اثبات زنا در فقه اسلامی نیز در تضاد بود. این پرونده، تصویری از بی عدالتی سیستماتیک در یک بافت اجتماعی خاص را به نمایش گذاشت.

نشانه های بی عدالتی در پرونده ثریا

با نگاهی دقیق به جزئیات روایت، بی عدالتی در پرونده ثریا آشکار می شود. از جمله نشانه های بارز این بی عدالتی می توان به موارد زیر اشاره کرد:

  • تبانی و توطئه: همسر ثریا با کدخدا و ملای ده تبانی کرده بود تا با طرح اتهام واهی، از شر همسر اول خود خلاص شود. این تبانی، ریشه های حکم ظالمانه را تشکیل می داد.
  • عدم کفایت شهود: همان طور که پیش تر گفته شد، فقه اسلامی برای اثبات زنا، نیازمند شهادت چهار مرد عادل است که به طور مستقیم و بدون ابهام، عمل دخول را مشاهده کرده باشند. در پرونده ثریا، نه تنها چنین شهودی وجود نداشت، بلکه شهادت ها بر اساس حدس و گمان و سناریوسازی ارائه شده بود.
  • انگیزه شخصی همسر: بوالهوسی و سودای ازدواج مجدد همسر ثریا، انگیزه ای قوی برای طرح اتهام و پافشاری بر آن بود، نه دستیابی به عدالت.
  • بافت سنتی و مردسالار روستا: در چنین جوامعی، صدای زنان اغلب شنیده نمی شود و آن ها در برابر قدرت های محلی و تعصبات، آسیب پذیرتر هستند. فشار اجتماعی و مذهبی در روستا، به راحتی اجازه داد تا این بی عدالتی رخ دهد.

با در نظر گرفتن این موارد، می توان با قاطعیت گفت که ثریا منوچهری نه تنها بی گناه بود، بلکه قربانی یک توطئه و روند قضایی ناعادلانه شد. او مستحق چنین مجازاتی نبود و این پرونده، نمونه ای تلخ از زمانی است که قوانین به ابزاری برای ظلم تبدیل می شوند.

چرا پرونده ثریا نمادی از نقض حقوق زنان شد؟

پرونده ثریا به سرعت به نمادی از نقض حقوق زنان و آسیب پذیری آن ها در جوامع سنتی تبدیل شد؛ به چند دلیل عمده:

  1. استفاده ابزاری از قوانین: در این پرونده، شاهد بودیم که چگونه قوانین، به جای تضمین عدالت، به ابزاری در دست مردان قدرتمند محلی و همسر ثریا تبدیل شدند تا اهداف شخصی خود را پیش ببرند.
  2. آسیب پذیری زنان در جوامع سنتی: ثریا به دلیل موقعیت اجتماعی خود، جنسیتش و فقدان حمایت، در برابر اتهامات و تبانی ها بی دفاع ماند. او نه امکان دسترسی به دفاع عادلانه داشت و نه صدایش شنیده شد.
  3. فقدان دادرسی عادلانه: عدم رعایت حداقل استانداردهای قضایی، عدم وجود شهود معتبر و صدور حکم بر پایه اتهامات اثبات نشده، ماهیت زن ستیزانه این پرونده را برجسته کرد.
  4. بازتاب جهانی: با انتشار کتاب و فیلم، داستان ثریا فراتر از مرزهای ایران رفت و به نمادی جهانی برای مبارزه علیه سنگسار و حمایت از حقوق زنان تبدیل شد. این روایت، به میلیون ها نفر در سراسر جهان این فرصت را داد تا عمق بی عدالتی روا شده بر یک زن را درک کنند.

بدین ترتیب، ثریا منوچهری، زنی که سنگسار شد، نه تنها یک قربانی، بلکه نمادی شد از مقاومت خاموش و فریادی که حتی پس از مرگش، وجدان های بیدار را به سوی عدالت و برابری فرا می خواند.

نتیجه گیری

داستان زنی که سنگسار شد، یعنی ثریا منوچهری، ورای یک پرونده قضایی، یک تراژدی عمیق انسانی و نقطه ای فراموش نشدنی در تاریخ مبارزه برای حقوق بشر و عدالت است. روایت بی رحمانه زندگی ثریا، که با تبانی، اتهامات واهی و نادیده گرفتن بدیهی ترین اصول عدالت به پایان رسید، تصویری هولناک از قدرت جهل و تعصب را پیش روی ما قرار می دهد. این پرونده، به مثابه نمادی از بی عدالتی سیستماتیک و نقض حقوق زنان در جوامع سنتی، دل های بسیاری را در سراسر جهان به درد آورد و به کاتالیزوری برای تغییر تبدیل شد.

پس از پرونده ثریا و فشارهای بین المللی و داخلی که بر اثر افشای این داستان و بازتاب آن در قالب کتاب و فیلم سنگسار ثریا م. ایجاد شد، شاهد حرکت تدریجی اما محسوس به سمت عدم اجرای عملی مجازات سنگسار در ایران بوده ایم. اگرچه این حکم هنوز به صورت رسمی از قوانین حذف نشده است، اما به دلیل چالش های فقهی، حقوقی و مصلحت نظام، قضات دیگر کمتر به آن حکم می دهند و مجازات های جایگزین را اعمال می کنند. این تغییر رویه، هرچند کند، نشانه ای از تأثیرگذاری مبارزات برای عدالت و حقوق بشر است.

پرونده ثریا منوچهری یادآور این واقعیت تلخ است که عدالت، گاه در لایه های پنهان یک جامعه، قربانی تعصب و منفعت طلبی می شود. اما در عین حال، این داستان الهام بخش آنانی است که برای حقوق بشر، عدالت و کرامت انسانی مبارزه می کنند. لزوم تضمین عدالت، حمایت از حقوق زنان و رعایت اصول دادرسی عادلانه در همه سطوح جامعه، پیامی است که از دل این تراژدی تلخ برخاسته و همچنان طنین انداز است. زنی که سنگسار شد، هرگز فراموش نخواهد شد و داستان او تا ابد فریادی علیه بی عدالتی خواهد بود.

دکمه بازگشت به بالا